نشست پنجاه ‌و ‌نهم

1. شکر نعمت ایام قرنطینه

استاد هانی چیت چیان

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام خدمت همه دوستان بزرگواری که توفیق داریم در این ایام خاص که مصادف با میلاد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و ایام رمضان  معظم و مبارک است دوباره سر سفره سوره های قرآن جمع شویم. این خیلی جای شکر دارد. حتی در این اوضاع کرونا که خیلی‌ ها عزیزانی از دست دادند و اوضاع اقتصادی نابسامان است، نمی توان موقعیت‌ ها و شکر را نادیده گرفت زیرا در این صورت کفران نعمت می ‌شود. این در خانه ماندنی که ما را به خیلی از چیزهای فراموش شده برگرداند، خودش جای شکر دارد. یکی از چیزهای جالب همان است که مقام معظم رهبری خطاب به ملت فرمودند که: اگرچه مراسم‌ های دسته ‌جمعی، توفیقات بزرگ خداست که زمینه ‌های رشد و تزکیه را ایجاد می کند اما ما از دعاهای شبانه ی در خلوت و از تضرع‌ های فردی و از اشک‌ ریختن‌ های تنهایی شاید غفلت کردیم یا کمتر توجه کردیم و این ماجرا فرصتی شد تا این‌ ها دوباره یادآوری شوند. چقدر خوب که در این ایام فرصتی شد که ما با خودمان خلوت بیشتری بکنیم، از منظر آن اتفاقی که باید در عالم بیافتد خلوت کنیم با عالم، ببینیم نسبت ما با عالم هستی چند چند است، با جامعه چه نسبتی داریم، تاثیرگذاری ما روی جامعه چه شکلی است، چقدر روی خودمان کار کردیم. این ها فرصت‌ های بی‌ نظیری بود که در ایام کرونا به وجود آمد و ادامه خواهد داشت تا اینکه این فرصت برچیده می شود. بالاخره این موقعیت با تمام مشکلات و ناراحتی هایش، فرصت است. در هر ابتلا و مصیبتی فرصتی است و جلوه ی حسن و شکوهی وجود دارد. اگر کسی این را نبیند، کفران نعمت کرده است. مگر مصیبتی بالاتر از مصیبت امام حسین (ع) در عالم هست؟ که ما در این مصیبت هم در زیارت عاشورا حمد می خوانیم. می گوییم خدایا ستایش تو را به خاطر این مصیبت عظیم. چون در این مصیبت زیبایی هایی جلوه می کند که منحصر به ‌فرد است و در جای دیگری نمی‌توان آن را تجربه کرد. اگر کسی در آن صحنه زیبایی ها را نبیند، از زندگی توحیدی ای که اهل بیت سفارش کردند فاصله گرفته است.

می خواهم مطلب سوره جمعه را با چیزی شروع کنم که پایان مطالب سرکار خانم حجابی بود. با موضوع تسبیح!

تمام عالم هستی در حال یک حرکت به سمت کمال و دوری از نقص‌ هستند.

(يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ)

همه عالم هستی در یک حرکت مستمر و پرشتاب به سمت کمال و دوری از نقص‌ هستند. می خواهد موقعیت سختی باشد، می خواهد آسانی. می خواهد مصیبت باشد یا موفقیت. می خواهد فتح باشد یا مغلوب شدن. عالم باید به سمت کمال برود که دارد می رود و انسان هم به عنوان موجودی که خدا او را برای حمدش متمایز کرده، بیش از همه و پیش از همه باید در این مسیر کمال حرکت کند. حالا می خواهد کرونا باشد یا نباشد. همه بهانه‌ است. بهانه برای شتاب بیشتر. آن روزی که موفقیت فراهم می شود بناست به بهانه ی موفقیت شتابش را بیشتر کند، آن روزی که دچار شکست می شود به واسطه شکست سرعت را زیاد کند. چنانکه شهادت امام حسین حرکت انسان به سمت حق را به شدت زیاد کرد، حکومت آقا امیرالمومنین هم همین طور. دوران پیامبر در مکه نیز موجب این شد و چنانکه دوران ایشان در مدینه هم همین را رقم زد. چه فرقی می کند؟ حاکم باشی یا ذیل حکومت جور؟ اگر مبنا حرکت به سمت کمال باشد دیگر فرقی نمی‌کند. اصلا یکی از درس هایی که از سوره مسبحات باید بگیریم حرکت مستمر، پیوسته و سریع و پرشتاب به سمت کمال است. جوری که انگار هیچ اتفاقی در زندگی فرد نیافتاده.

الان آدم ها به خاطر وقایع شان نمودار به شدت بالا و پایینی دارند، یک روز آن قدر خوشحالند که گویی غمی در این عالم نیست، یک روزی آنقدر در لاک خودشان فرو رفته اند که گویی خدایی نیست، اهل بیتی نیست. این طور که نمی‌شود. درست نیست. سبک زندگی انسان مومن این است:

(لِكَي ْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ)

نه وقتی مصیبتی می آید به هم می ریزد نه وقتی مصیبت برطرف می شود. فرقی برایش می کند. حرکت به سمت کمال می کند. مثل شناگری که هر موجی هم که بیاید به سمت مقصد حرکت می کند. و این نکته مهمی است. لذا خدا را بابت این توفیق‌ ها و موقعیت ‌ها شکر می کنیم که در این ایام کرونازدگی به ما توفیق می دهد  در یک صبح جمعه ای با دل خوش  دور هم جمع شویم، سوره های قرآن را بخوانیم و در آنها تدبر کنیم. کاش هر هفته این اتفاق بیفتد. هر روز بیفتد. خیلی ها از این فرصت استفاده کردند و آنقدر جلو افتاده اند که بعدا فاصله شان با دیگران مشخص می شود. در این ایامی که همه غم زده بودند و غصه می خوردند، بعضی چنان شتاب گرفتند و جهش کردند که دو سه ماه بعد این ایام فاصله هایشان دیده می شود. در همان ایامی که همه سرعتشان را کند کرده بودند نه تنها سرعتش را کم نکرده بوده بلکه سرعتش را بیشتر کرده بوده است.

منطق اهل بیت در مواجهه با مصیبت ها این است که در زمان مصیبت نه تنها سرعتشان کند نمی شود که زیاد هم می شود. به این منطق می گویند، منطق استغفار که در سوره تغابن در این باره حرف می زنیم. منطق تبدیل کردن تهدید‌ها به فرصت. منطق شکوفایی در تنگناها. یعنی جاهایی که بعضی‌ ها می میرند یا به سختی خودشان را نگه می ‌دارند، کسی شکوفا می ‌شود. مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد. برای مومن نمی شود بن بست ایجاد کرد و گره ایجاد کرد. اگر برایش گره بیندازی بیشتر بالا می رود. این اتفاق مهمی است. اگر تا به حال به آن توجه نداشتیم فرصت هست تا به اندازه کافی توجه کنیم. در این ایام باید بیش از گذشته کار کرد نه مشابه گذشته! می توانید کارهای بزرگی کنید. طوری که وقتی نمودار زندگی تان را می کشند، نمودارتان نقاط پیک داشته باشد. مثلا یکی از آن نقاط پیک، این ایام کرونا باشد. و این عملی است. خدا این توان را به ما داده است. یکی از توان های انسان غفران است. خدا این توان را به انسان داده است. انسان می تواند (موجودات دیگر نمی توانند) کاری کند که در موقعیت تنش، اصلا مرتبه ی زندگی خودش را تغییر دهد.

ان‌شاالله خدا استفاده از این موقعیت ها را در زندگی ما قرار دهد و درس بگیریم. تا ظهور حضرت حجت از این اتفاق ها بسیار خواهیم داشت و عالم آبستن این اتفاقات فراوان و بزرگ است. نه تنها در سطح ملی، بلکه از این به بعد در سطح بین ‌المللی و جهانی خواهد بود. خودتان را آماده کنید. الحمدالله فرصتی است برای پیک دادن در زندگی و ایجاد نقاط عطفی در زندگی مان.

******************

2. آسیب شناسی سوره جمعه با محوریت اسماء الهی

دست تقدیر جلسات سوره جمعه ما را گذاشته است در ایام تعطیلی نماز جمعه. بگذارید یک زمانی هم نماز جمعه نباشد ببینیم جایش در زندگی ما و در ساختار زندگی ما کجاست. الحمدالله فرصت داریم که فکر کنیم. نبود نماز جمعه در این ایام، خود نعمتی است برای اینکه به اهمیت آن پی ببریم و بدانیم که نبود آن چه خلأیی در زندگی ما ایجاد کرده است. ممکن است بگوییم خلایی ایجاد نکرد. باید گفت چرا ایجاد نکرد؟ اشکال در ارائه نماز جمعه است؟ مشکل در من مخاطب نخبه است که باید نماز جمعه را برای مخاطب مهم کنم؟ یا…

مروری بر سوره جمعه با نگاهی تخصصی ‌تر و بنیادی‌ تر

تعلیم و تزکیه در جامعه دینی یکی از مهم‌ ترین و زیربنایی‌ ترین رخدادهایی است که جامعه را می ‌تواند به صلاح و فلاح سوق دهد. علاوه بر آن موجب می ‌شود تا توانمندی ‌های هر یک از افراد جامعه شکوفا شده و هر یک به تناسب ظرفیت خود به تعالی دنیوی و اخروی برسند. متقابلا بی ‌تفاوتی مردم نسبت به این امر مهم موجب می‌ شود تا جامعه به سمت کارهای بیهوده رود و به سرگرمی در دنیا و زیور آن مشغول و از شکوفایی استعدادهایش محروم شود. طبیعتا در این جامعه هیچ بعثتی رخ نخواهد داد و مردم از تجلی اسما الهی محروم می شوند.

ما یک بحثی را کردیم که پیامبر گرامی اسلام مبعوث شده اند اما ما ممکن است به دلیل یهودی ‌ورزی، از بعثت پیامبر محروم شویم. یعنی یک خطری ما را تهدید می ‌کند و آن هم محرومیت از کتاب و بعثت پیامبر است با اینکه کتاب هست و بعثت هم اتفاق افتاده اما به خاطر یهودی ‌ورزی این محرومیت به وجود آمده است. یهودی ورزی هم یعنی انسان کتاب را دارد، تعلیمش را ندارد. کتاب را دارد، تزکیه نمی‌ شود. کتاب را دارد اما او را به حکمت تبدیل نمی‌ کند. این ها خطراتی است که باعث می‌ شود انسان از این نعمت بزرگ که حقیقت فضل است، محروم شود.

ما درباره سوره جمعه صحبت کردیم. بعثت یک کارکردی دارد. این‌ ها ذیل اسمای ملک و قدوس خداست. انسان‌ ها اما می ‌توانند شبیه خرهایی شوند که فقط کتاب را پشت خود حمل می ‌کنند و بهره ‌ای ندارند. این کاری است که یهود انجام داد. برای اینکه این اتفاق نیافتد خدا انسان ‌ها را دعوت می‌ کند به نماز جمعه. نماز جمعه آن‌ جایی است که انسان با کنار گذاشتن بیع امر می شود. با اینکه حلال و طیب است، از حلال‌ ترین و طیب ‌ترین کارهای دنیاست. طوری که می‌گویند اگر کسی در راه کسب روزی خانواده بمیرد، شهید مرده است. اما همین باید جایی کنار گذاشته شود. انسان نیامده روی زمین که تنها برای خانواده ا‌ش رزق تهیه کند که حتما در همین حالت هم بمیرد. اصلا برای چه آمد دنیا؟ بیع که با شکوه ‌ترین و طیب ‌ترین کارهای دنیاست، در کنار ذکر باید گاهی کنار گذاشته شود. چون فلسفه وجودی انسان ذکر است. در نماز جمعه انسان را صدا می ‌زنند و باید بیع را بگذارد کنار. کرکره‌ را بکشد پایین. فعالیت مادی خودش را با تمام شکوه و عظمتش رها کند و به دنبال ذکر برود. خدا برای انسان ‌های جامعه این را تعیین کرده است که ذکر را در نماز جمعه انجام دهند و بعد بروند آنچه به دست آورده‌ اند را همه جا پخش کنند. البته اگر سبک زندگی انسان یهودی ‌ورزی باشد، می زند نماز جمعه را هم خراب می ‌کند. مثلا چه اتفاقی می ‌افتد؟ کاروان تجاری می ‌آید وسط نماز و همه سخنان پیامبر را رها می‌ کنند. روز جمعه هم درگیر دودوتا چهارتای سود و کسبشان می ‌شوند. و این نقص انسان در خیر الرازقین بودن خداست! شما به خاطر سیر کردن شکم زن و بچه‌ ات از ذکر نزن!

یک دسته ‌بندی ‌ای انجام شده است روی سوره جمعه. از آیه اول تا آیه هشتم : یادآوری کتاب و حکمت از جانب خدا بر مردم که به واسطه بعثت پیامبر در اختیارشان قرار گرفته. آیه نه تا یازده: تشویق به برپایی ذکر خدا با تاکید به نماز جمعه. یعنی از همان ابتدا تا ماجرای یهودی ورزی می ‌شود بهره‌ مندی از مقوله کتاب و حکمت و موانع آن. حتی می ‌شود این ‌طور هم دسته ‌بندی کرد که از یک تا پنج مسئله کتاب و حکمت. از پنج تا هشت، موانعی که موجب بی‌ بهره ‌شدن از این نعمت می‌ شود و نه تا یازده هم تشویق مردم به برپایی ذکر و بهره‌ مندی از کتاب و حکمت با تاکید بر نماز جمعه.

بر همین اساس می ‌شود سوره را به دو جریان حق و باطل هم تقسیم کرد. اینکه خدا برای هدایت در این سوره چه مطالبی را فرموده مثل:

 هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

یا

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

 و اینکه چه چیزهایی موانع این هدایت هستند و موجب ضلالت می شو‌ند. مثل:

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

بعدا این ‌ها می ‌تواند به انسان کمک کند تا یک آسیب ‌شناسی ‌ای انجام دهد در جامعه. چه آسیب‌ هایی مثلا؟ یکی از آسیب ‌های مهمی که جامعه را تهدید می‌ کند، بی‌ بهره شدن از کتاب و حکمت است. بی ‌بهره‌ شدن از بعثت پیامبر اسلام. اینکه انسان کتاب را حمل کند اما از آن بی ‌بهره باشد. یا اینکه انسان کتاب را در اختیار دارد اما به کتاب باوری که او را به عمل برساند، ندارد. مثلا در کتاب گفته است که اگر دچار بن‌ بستی شدید، تقوا راه خروج است. اگر در دوران کرونا گیر افتادید، تقوا یکی از راه‌ هاست. بله، سطحی از تقوا در همین رعایت نظافت و بهداشت است اما دیگر سطوحی برای تقوا مطرح است: تقوای در نگاه، تقوای در حرف ‌زدن، تقوای در وقت تلف نکردن. وقتی مشکل کرونا به وجود می آید، تقوا پیشه کنید از آن خارج می ‌شوید. ما خیلی از نکات داخل کتاب را به کار نمی‌ گیریم. انگار خدای برای خودش و چند نفر دیگر حرف زده است. این که نمی ‌شود! ما آنچه در کتاب گفته شده است را به کار نمی ‌گیریم. مثلا خدا می‌ گوید نگران رزق فرزندانتان نباشید. رزق آن ‌ها با خداست. از سرزنش سرزنش کننده نترسید! نمی ‌شود که انسان کتاب را داشته باشد اما باور به این ‌ها نداشته باشد.

از دیگر آسیب ‌ها این است برخی از افراد بدون هیچ مبنایی گمان می‌ کنند به خدا نزدیک هستند. کتاب دستشان می‌ گیرند و توهم این را دارند که به خدا نزدیکند. باورشان می ‌شود که دوست خدا هستند.

عدم تمایل به مرگ! یکی از مشکلاتی که وجود دارد بحث مرگ است. باور به آخرت که مرگ‌ خواهی، مرگ ‌طلبی و زندگی به سبک مرگ است، وجود ندارد. یعنی بر اساس آن زندگی نمی کنیم.

یک مسئله دیگر اینکه انسان به دلیل عدم تعقل نمی ‌داند که ذکر خدا از بیع بهتر است. یکی از مشکلات این است که انسان‌ بها واقعا تمایز بین این دو را نمی ‌داند. انسان نمی ‌داند که خدا روزی ‌رسان است. انسان رسول خدا را رها می ‌کند سر نماز به خاطر تجارت. انسان رزق مادی را بر رزق معنوی اولویت می‌ دهد.

این ‌ها موانع و اشکالاتی است که از خود سوره به دست می آید.

حالا آسیب ‌شناسی را عمیق ‌تر باید انجام دهیم. چطور می‌ شود به آسیب ‌شناسی دقیق‌ تری رسید؟ یکی از راه ‌هایش این است که هر کدام از سوره ‌های قران خصوصا سوره‌ های مدنی، به اسما الهی اشاره می ‌کنند. در سوره جمله این اسما الله آمده: ملک قدوس عزیز حکیم که بعدتر می ‌گوید هو العزیر الحکیم، و الله ذوالفضل العظیم، والله لا یهدی الظالمین، والله علیم بالظالمین، عالم الغیب و الشهاده، و الله خیر الرازقین

هر کدام از سوره ‌ها اسما الهی را مطرح می ‌کنند. اسمای الهی چرا مطرح می ‌شوند؟ چون علت اصلی تحقق و شدن همین اسما الهی هستند. یعنی اگر اینجا رزقی به من می‌ رسد چون خدا خیر الرازقین است. هر اتفاقی این پایین می ‌افتد به دلیل این است که در ملکوت یک اسمی وجود دارد. طبیعتا هر اتفاقی که این پایین نمی ‌افتد، به خاطر عدم بهره‌ مندی از آن اسم است. چرا من از رزق بهره ‌مند نمی ‌شوم؟ چون از خیرالرازقین بودن خدا خودم را بهره‌ مند نمی‌ کنم. پس اگر کسی به اسما توجه کند، اسما همان ‌طور که علت شدن هستند، علت نشدن هم هستند. چرا؟ نبودشان، باور نداشتن به آن ها. بنابراین هر آسیبی که می ‌بینیم، ریشه این آسیب برمی گردد به باور نداشتن آن اسم. یعنی اگر بخواهیم بگوییم در اصل چه کنم که حقایق سوره جاری شود باید بگویم که به این اسما توجه کرده و در زندگی جاری کنید. چنانکه اگر بگویند چه می ‌شود که این اتفاق ‌های خوب نمی ‌افتد باید بگوییم به این اسما توجه کن، عدم باور به این اسما باعث این ماجراست. پس همیشه اسما الهی بیان ‌کننده ریشه‌ ها و علل تحقق ‌ها و عدم تحقق ‌ها هستند. پس اگر خواستیم آسیب ‌شناسی کنیم، باور به اسما رو باید بررسی کنیم.

آسیب ‌شناسی از نظر اسماء الهی

خداوند قدوس است. باور انسان و جامعه نسبت به پروردگار، طهارت لازم را ندارد. اینجا آسیب‌ شناسی کرده. اگر مشکلی هست چون به قدوسیت خدا باور وجود ندارد. یعنی آدم ‌ها فکر نمی ‌کنند که خدا این قدر پاک است. او را منزه نمی ‌دانند. یک سوءظنی نسبت به خدا دارند. الان خدا در کرونا از مردم عصبانی شده و گفته بگذار بچشند! نه، خدای این ایام، همان خدای قدوس است. خدای طاهر و پاک که همچنان هم اگر کسی بخواهد دنبال پاکی برود، خدا را سراغ می‌ گیرد. یک عده به کتاب عمل نمی ‌کنند چون قدوسیت خدا برایشان خدشه ‌دار است.

خدا عزیز است. یعنی اینکه کسی نمی‌ تواند به او غلبه کند. پس چه آسیبی وجود دارد؟ بی ‌توجهی به عزیز بودن خدا. یعنی انسان و جامعه نسبت به اینکه خداوند اراده‌ ای دارد که هیچ‌ وقت مغلوب نمی ‌شود باور ندارد. آدم ‌ها فکر می ‌کنند می ‌توانند عالم را مدیریت کنند. می ‌توانند تدبیر عالم را در دست بگیرند. می ‌توانند از پس مسائل خودشان بربیایند.  فکر می ‌کنند کسی که تدبیر دارد، نمی ‌توان با آن مخالفت کرد. همین باور نمی ‌توانم با او مخالفت کنم باعث می ‌شود که رسول در جامعه رها شود. مثل اینکه کسی بگوید آمریکا قدرت جهانی است. استکبار جهانی است. من که نمی‌توانم با آن مقابله کنم. قدرت‌ هایی در این دنیا هستند که چیزهایی را دارند رقم می ‌زنند و من باور ندارم که خدا عزیز است. این‌ ها ریشه‌ های باور هایی است که ضعف این ‌ها باعث اتفاق در نماز جمعه شده است.

مثال دیگر، خدا حکیم است. یعنی صاحب حکم است. راه حل و حکم و دستور برای موقعیت ‌های مختلف دارد. آسیب سوره‌ ی جمعه چرا به وجود می ‌آید؟ یکی از ریشه‌ هایش بی ‌توجهی به حکیم بودن خداست. یعنی انسان و جامعه به علت در نظر نگرفتن حکیم بودن خدا، در انجام فرامین الهی تعلل می ‌کنند. این تعلل می ‌تواند به لحاظ باور به این فرایند یا به لحاظ عمل باشد. نمی ‌داند خدا حکیم است. دستور دارد. یکی از آسیب‌ های پایه ‌ای جامعه این است که می ‌گوید خدا برنامه ‌ای برای من ندارد که! الحمدلله کرونا شد و به بشر اثبات شد که بشر با این همه منم منم، از پس یک ویروس برنمی ‌آید. اثبات شد که بشر خیلی ندارتر از این حرف‌ها است. شما که می‌ بینی بشر اینقدر ندار است، چرا فکر نمی ‌کنی خدا برای تک‌ تک لحظات بشر حکم دارد؟

یک ایراد دیگر ذوالفضل بودن! ذوالفضل یعنی هر فضلی. فضل یعنی هر توان و استعدادی که به آن واقف می ‌شوید و برای شما مسئولیت استفاده می ‌آورد. مثل اینکه من چشمم می ‌بیند و بر این آگاهم که چشمم می‌ بیند. حالا خدا ذو فضل است. یعنی چه؟ هر چه توان و استعداد می ‌خواهید اولا که خدا می ‌دهد.  هر چه آگاهی به توان هم می ‌خواهید، خدا می ‌دهد. حالا اگر انسان دچار آسیب سوره جمعه است یعنی در ذو فضل بودن خدا ضعف دارد. یعنی چه؟ یعنی انسان برتری ‌هایی را برای چیزها یا افرادی قائل است که این برتری‌ ها او را از توجه به خود خدا بازداشته است. یعنی یک برتری‌هایی بقیه دارند، این یادش رفته که خدایی دارد که همه برتری‌ ها برای اوست. آقا اگر دشمن، همسایه یا هر کس تو امکانات دارد، تو خدایی داری که همه ‌ی این امکانات را دارد. بعضی ‌ها به دلیل دیدن توان در دیگران دچار آسیب سوره جمعه می ‌شوند. بعضی ‌ها خودشان را به شدت ناتوان می ‌بینند. مگر خدایی نداری که ذو فضل است؟ چرا خودت را ناتوان می ‌بینی؟ چون چندبار کاری را کردی و نشده و فکر کردی ناتوانی؟

حالا جمع‌ بندی بحث در این نمودار دیده می ‌شود. ما می توانیم در این نمودار آسیب ‌ها را متناسب با اسما ببینیم. این قرمز رنگ‌ ها همان آسیب‌ هایی است که اول سوره بر اساس متن سوره در آوردیم. حالا آن آسیب ‌های اول آمدند کنار اسما مربوطه نشستند.

چه می ‌شود که آدم ‌ها از مرگ فرار می‌کنند؟ ریشه‌ اش این است که عالم غیب و شهادت بودن خدا برایشان واضح نیست. چه می ‌شود آدم ‌ها از مرگ فرار می ‌کنند؟ عالم بودن خدا برایشان جاری نشده است! پس ریشه‌ ی این آسیب در عدم باور به علم خداست. چه می ‌شود که آدم ‌ها از کتاب بی ‌بهره می ‌شوند؟ چون باور به ذوالفضل بودن خدا درشان نیست. باور ندارند که اصل فضل ‌ها در دست خداست. چه می ‌شود که آدم ‌ها بیع و تجارت را ترجیح می ‌دهند؟ چون باور ندارند بهره ‌مندی دست خداست. رزق می ‌شود بهره‌ مندی، نمی ‌شود دارایی! آیا اینکه من یک خرمایی داشته باشم مرزوق شده‌ ام؟ معلوم نیست. باید بخوری، استفاده کنی، بعد. اگر استفاده نکردی مرزوق نمی ‌شوی. پس اصل رزق به بهره ‌مند شدن است نه دارا شدن. خیلی ‌ها ثروتمند هستند، اما رزق ندارند. بعضی ‌ها هم هیچی ندارند اما به شدت مرزوقند. چون با این هیچی نداری در حال کیف کردن هستند. اگر من ثروت داشته باشم اما این به عیش بگذرد، به تولید تبدیل نشود، مرزوق نمی‌ شوم. رزق به دارا بودن نیست. یکی از اشکالاتی که انسان ‌ها پیدا می ‌کنند این است که بین دارایی و بهره مندی تمایز قائل نمی ‌شوند. و مهم‌ تر اینکه نمی ‌دانند بهره‌ مند کردن کار خداست نه دنیا. دنیا می ‌تواند شما را دارا کند. نمی ‌تواند بهره‌ مند کند. یکی از اشکالات اصلی آدم ‌ها که اشکال سوره جمعه را ایجاد می ‌کند همین است. یک نمی‌ دانند بهره‌ مندی و دارایی تفاوت دارند و دو؛ نمی ‌دانند بهره ‌مندی کار خداست نه دنیا.

*****************

3. سوره مبارکه جمعه ـ ارائه راهکار ها برای اصلاح و ارتقای نماز جمعه توسط اعضای باشگاه و بررسی راهکارها توسط استاد

پیشنهادات دوستان

خانم دهقان: مشکلی که نماز جمعه دارد، این است که روح ندارد. من زمان ۳-۴ ساعت می گذارم نماز جمعه می ‌روم اما احساس نمی‌ کنم که در زندگی من تاثیر مثبتی گذاشته است. به این علت مایل نیستم هفته ی بعدش مجدد بروم. حس می‌ کنم حالا اکثر افرادی که به نماز جمعه می‌ روند از سر عادت هفتگی می‌ روند، برای رسیدن به چیزی نمی ‌روند. پیشنهادی که دارم این است که امسال سال جهش تولید است، چرا نمی ‌آییم از این ابزار قدرتمند استفاده کنیم و بیاییم این جهش ‌تولید را در زندگی مردم وارد کنیم. هر هفته در نماز جمعه بر اساس آیات الهام گیرنده مربوط به جهش تولید برنامه‌ ی واحد در بیاورم و هر هفته گامی را به کل افراد معرفی کنم. بعد به دیگران می ‌گویم بیایید این هفته این کار را کنیم. با غالب شدن یک روح واحد بر نماز جمعه باعث می ‌شود اگر یک هفته نروم، حس می ‌کنم از یک گام عقب افتاده ‌ام. پس برایم ترغیب کننده است برم بپرسم از کسی که این هفته رفته است. این مشارکت است. همچنین با برنامه‌ ی واحد در کل کشور انرژی ‌ها هدر نمی ‌رود. دغدغه و وحدت جمعی پیش می آید. وقتی مردم ببینند نماز جمعه می تواند ابزار قدرت شود و در زندگی آنها جاری شود، می آیند می ‌گویند ما امسال دغدغه ‌مان جهش تولید بود، در فلان مبحث هم مشکل داریم. نمی ‌شود بیاییم درباره ‌ی این موضوع نیز صحبت کنیم؟ بعد ما می ‌بینیم اگر فلان شهر فلان چیز را گفته، مشکل آن منطقه است یا برای کل کشور است؟ آن کار تشکیلاتی و ارتباط و پیوند را نماز جمعه شکل می ‌دهد. نیازمند دمیدن روح در نماز جمعه هستیم. مطالبه‌ گری هنگامی صورت می‌ گیرد که از سمت بالا کمی روح در نماز جمعه غالب شود. یک سری افراد بر طبق عادت هر هفته به نماز جمعه می ‌روند. روحی باید به نماز جمعه وارد شود. نیاز به دغدغه و برنامه ‌های یکساله داریم. مثلا هر هفته در نماز جمعه بر اساس موضوع خاصی (مثلا اسما الهی که ترتیب دارد) بیاییم برنامه بریزیم و بگوییم با این برنامه می ‌خواهیم این مشکل را در کل کشور حل کنیم. هر هفته یک برنامه بگذاریم. پس همه‌ ی ما می ‌شویم عضو خانواده‌ ی نماز جمعه. این دفعه غیبت تک ‌تک مان حس می ‌شود. اگر نیاییم این حس را می ‌کنیم که من از برنامه عقب ماندم. اینجا مشارکت بیشتر اتفاق می ‌افتد.

خانم فاطمی: انتخاب خطیب بخش مهم و اساسی است. انتقاد مهم من به خطیب ‌ها است. بعضی از خطیب ها، نه همه ‌شان، گویا خودشان انگیزه‌ ندارند که این مطالبشان دو رکعت نماز حساب می ‌شود. وقت بگذارند و مطالب جدیدی بگویند. نه همان مطالب تکراری که همه جا می‌ گویند. به نظر من این وقت گذاشته نمی‌ شود. یکی این مسئله است و یکی مسئله ‌ی نفس فرد نیز است. هر چقدر فرد عامل به حرفش باشد، نفس او تاثیرگذار تراست. من به چهره ‌ی خطیب ها هم دقت می‌ کنم. در این موضوع نیز دقت نمی ‌شود. مسئله‌ ی مهمی است. کسانی به عنوان خطیب انتخاب می ‌شوند که چهره ‌ی عبوس و بی حالی دارند که در مخاطب تاثیر دارد. آن چند هفته ای که تهران خطیب جوان داشت چه قدر افراد استقبال می‌ کردند. بشاش نیز بودند.
به دلیل ضیق وقت، لطفا بیشتر بر پیشنهادات خود تاکید کنید.

خانم خلیلیان: سلام و تبریک ایام. مطالبه ‌گری اگه از طریق صدا و سیما انجام بشود، بسیار مناسب است. ایام عید تبریک به مردم و شاد کننده زندگی مردم از موسیقی شاد استفاده می ‌کردند. در این ایام کرونا موسیقی ها کنار رفته و مردم با دعا دارند شاد می ‌شوند. همه ‌ی کانالها سعی می‌ کنند دعا بگذارند. دعای عظم البلا خوانده می ‌شود. یعنی واقعیت مردم اینها را می ‌خواهد اما به وضوح بیان نشده. به عنوان پیشنهاد، به صدا و سیما می ‌توان گفت با پخش کلیپ ‌هایی که شما درست کرده ‌اید، با این ایده که خبرنگاران بروند در دل مردم و همین سوالات را از آنها بپرسند. شما قبلا نماز جمعه می ‌رفتید؟ بعضی می‌ گویند بله، بعضی می ‌گویند خیر. چه حسی دارید؟ اگر در صدا و سیما پخش شود، قطعا ستاد نماز جمعه در شهرهای مختلف به فکر فرو می ‌روند و همین مطالبات جمع ما را به وضوح می‌ شنوند و فکر می‌ کنند و ان ‌شاالله جایگاهی شود برای جایگاه اصلی مد نظر قرآن و اسلام.

خانم سرابی:  نظر من با نظر قبلی کمی مشابه است. از نظر من کار رسانه باید در این زمینه قوی ‌تر شود. مخصوصا برای قشر جوان تر. افراد با سنین بالاتر که حال و هوای نماز جمعه برایشان تثبیت شده است، اما قشر جوان تر نیاز به کارهای رسانه ای قوی در این زمینه دارند. تعطیل بودن جمعه برایشان جلوه ‌ی تعطیلی و بیکاری و فعالیت های دیگر را صرفا نداشته باشد و نماز جمعه برایشان پر رنگ‌تر شود. بیع و مسائل هفته را ول کرده اند. کار رسانه‌ ای زیادی می ‌طلبد که تنها صدا و سیما نباید متصدی اش باشد. هم صدا و سیما هم باقی ابزارهای رسانه ‌ای دیگر.

آقای مصدق: در تکمیل نکات دوستان نکته ی کلی تری را می ‌خواهم بگویم. مجبور نیستیم با فرم ‌های قدیمی که تنها جسمش بماند و روحش برود، جلو برویم. مثلا واژه‌ ی شمشیر و اسبی که در قرآن آمده است را، که امروز به معنای ساخت سلاح جنگی مدرن ‌تر است، متناسب با تغییر شرایط مدرن و پسامدرن که امروز داریم نفس می‌ کشیم و جلو می ‌رویم، در مسئله‌ ای مانند نماز جمعه نیز باید چنین پیشرفت ‌هایی را در فرم داشته باشیم‌. معنایش می‌ شود : درکی داشته باشیم که تجارت و لهو و .. چه مصادیقی دارند؟ و مصداق مقابل تجارت و لهو که می ‌گوید روز جمعه این را تعطیل کنید و به جایش بروید برای عبادت جمعه و کاری که در نماز جمعه از ابتدای اسلام انجام می‌ شده انجام دهید، باید ببینیم در زندگی ما چه می ‌تواند باشد. و پیشنهاد من این است که کمی سوگیری ذهنمی ‌مان را از حالت نماز جمعه، الزاما یک شهر، یک خطیبی که قرار است وجود داشته باشد و بیاید برای یک میلیون نفر در بلندگو صحبتی را انجام دهد و اکثر آدم ‌ها نیز ارتباطی با او برقرار نکنند، تغییر بدهیم. شاید حلقه‌ ی گم شده‌ ی معنادار بودنش برای آدم ‌ها باشد. این پیشنهاد هم شاید بسیار مشکل داشته باشد، من مسلط به تمام قرآن نیستم بر اساس این سوره که صحبت کردیم، می ‌شود پیشنهاد این باشد که محافل متعددی از نماز جمعه برگزار شود که آدم ها در آن بتوانند، ارتباطات عمیق‌ تری با خطیب و سخنران برقرار کنند. شاید الزاما نماز جمعه در شهر ۱۱، ۱۲ میلیونی که قرار است برگزار شود، با نماز جمعه در شهر ۵۰ هزار نفره، نباید فرم یکسانی داشته باشد. من پیشنهاد می ‌کنم دنبال چنین فرمی باشیم که بشود با آن ارتباط گرفت. شاید ۲۰۰ نفر جایی جمع شوند و آدمی که همه درکش می‌ کنند بیاید و خطبه ای بگوید. مثلا استاد چیت ‌چیان بیاید و نماز جمعه ای بخواند. یا امثالهم. به چنین مواردی هم می‌ توان فکر کرد. مانند ساخت ادوات جنگی مدرن به‌ جای شمشیر، می ‌توان به تغییر فرم نماز جمعه نیز فکر کرد.

خانم حدادی: الان که رسانه ‌های متعدد و متنوع و لایو در اختیار جوان ها هست که بعضا می ‌توانند بهینه ‌تر عمل کنند، چه لزومی به تجمع تمام افراد برای شنیدن خطبه است؟ بهتر نیست روی کانالهای دیگه برای جریان ‌سازی و کنترل روز به روز و ساعت به ساعت در القای محتوا کار شود. مثلا همین باشگاه ماهانه بهینه تر نیست؟ نباید به صورت شخصی سازی تر برای قشر های مختلف کار شود؟ چون الان مثل قبل نیست که تنها رسانه موجود نماز جمعه باشد. هر روزه در معرض هزاران رسانه هستیم باید تمام رسانه ها این بحث تقویت شود.

آقای لورک: نماز جمعه دو وجه دارد. یک وجه از سمت حاکمیت است. یعنی رسول بیاید و حکمت‌ هایی را بگوید. یک جنبه ‌اش مردم هستند که شرکت کنند و ذرع البیع کنند، حکمت ها را بگیرند و پخش کنند. این هم نیاز به بحث و گفت و گو دارد. اینکه آقای مصدق گفتند، فکر می کنم به همین صورت می ‌تواند فرم های جدیدی بگیرد. کاری به فقه و اینکه باید نماز و خطبه به صورت جماعت باشد ندارم. در زمینه‌ ی خطیب‌ ها یعنی رسول مناسبی که بیاید و حکمت ها را بگوید، اشاره به حاکمیت می ‌شود. سوالی که باید از خودمان بپرسیم این است که ما چطور حاکمیت را مجبور کنیم، خطیبان و رسولان بهتری را معرفی کند. ایده ‌ای داشتم این بود که گروه دانشجویی بیاید و فیلم و کلیپی را بسازد و از مردم بپرسد حالا که نماز جمعه نداریم، چه چیزی در زندگی ‌ات فرق کرده؟ اگر چه شود به نماز جمعه می روی؟ چطور می ‌توانیم حاکمیت را مجبور کنیم، رسول مناسبی انتخاب شود.

خانم حجابی: به نظر من مشکل این است که نماز جمعه متعلق به گروه خاصی شده است و کسانی که خودشان را متعلق به آن دسته نمی‌ دانند شرکت نمی‌ کنند و این مجدد دامن می‌ زند به دسته بندی‌ ها. اولین تغییر حضور است. گروهی که به تغییر اعتقاد دارند باید حضور پیدا کنند. چیزی که باعث شده پیشنهادی عملیاتی به ذهنم برسد همین است که بیشترین چیزی که به ذهن ما می‌ آید، نیازمند مراتب بالاتر و ارکان بالاتر است. من نوعی با وضعیت حالا چه کار می توانم بکنم؟ مطالبه گری بسیار مهم است. اگر تبدیل به مطالبه ‌ی عمومی شود، که نماز جمعه لازم است اما نه صورت حالا باید منشا تغییرات باشد و خطیب ها باید کسانی باشند که بقیه قبول داشته باشند ، اگر مطالبه ی عمومی شود، کارساز است. رسانه ‌ها و فضای مجازی که در دسترس مان است. مثلا هر کس در فضای شخصی اینستاگرام خود راجع به اینها حرف زدن و ایجاد دغدغه برای افراد می تواند مفید باشد.

آقای شریفی: با توجه به فلسفه ‌ی وجودی نماز جمعه که یک اجتماع سیاسی و اعتقادی است که تامین ‌کننده‌ ی رستگاری در بعد دنیایی و آخرتی و هم‌ چنین بعد معنوی است، موجب نورانیت انسان ها و برای آموزش کتاب و حکمت و تزکیه است، در بعد اجتماعی و سیاسی موجب اطلاع یافتن از مسائل امت از یکدیگر است در جلوه حل منطقه ای و جهان می‌ تواند موثر باشد. در همین رابطه هر چقدر خطیب نماز جمعه اشراف به مسایل دینی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در حد کلان داشته باشد، برای مومنین جذاب تر خواهد بود. به نظر من نقطه‌ ی ثقل نماز جمعه باید حقائق قرآن و سنت با استفاده از روش تدبری جاری در مدرسه قرآن و عترت، بطور تخصصی باشد. که مخاطبین جمعه مطالب جدیدی در هر هفته عایدشان بشود و با دست پر از نماز جمعه خارج بشوند. نکته ‌ی دیگر اینکه اگر جوان ‌گرایی و بهره‌ بردن از روش‌ های نوین رسانه ای شود، جذابیت بیشتر خواهد بود. نماز جمعه یکی از فرصت ‌هایی است که خداوند قرار داده است به جهت حرکت به سمت تمدن سازی اسلامی و تمدن سازی جهانی، مقدمه و پیش درآمدی باشد بر حکومت جهانی حضرت مهدی عج ‌الله ‌تعالی.

خانم شفیعی: برای اولین قدم سعی کنیم در نماز جمعه حضور پیدا کنیم، یا اینکه حداقل خطبه‌ ها را بشنویم. هرچند که حداقل فعلا نماز جمعه در آن حد متعالی، تزکیه و تعلیم کتاب نداشته باشد می ‌توانیم در همان حد که ممکن است، چیزهایی را که به دست آورده‌ ایم مکتوب کنیم و به دست دیگران برسانیم. مثلا می توانیم با دوستان باشگاه، گروه یا پیج اینستاگرام داشته باشیم تا هر یک از دوستان نکات بدست آمده از امام‌ جمعه‌ی شهر خودشان را به اشتراک بگذارند، تا کم کم دیگران نیز متوجه شوند ما در نماز جمعه بدنبال تزکیه و تعلیم کتاب و تلاوت آیات هستیم. و برای آنها هم به مطالبه تبدیل شود. و دیگران هم متوجه شوند نماز جمعه می ‌تواند چنین جایگاهی داشته باشد، که ان ‌شاالله کم کم به جایگاه اصلی خودش برگردد. نخ تسبیح درباره ی نکات آیه ی دوم سوره جمعه باشد، از سخنان امام جمعه در حدی که می ‌توانیم حتی شده یک نکته.

خانم صائمی: ما دچار تغییر ذائقه در سبک دینداری شده ایم. بقعه ی امام ‌زاده ها به صورت ۲۴ساعته باز هستند و امکان مراجعه دارند. اما مساجد سه ساعت در روز باز هستند.(از نیم ساعت قبل از نماز تا نیم ساعت بعد از نماز) مسجد که خانه ی خداست و اصلی ترین مکان مراجعه ی مومنین باشد، تبدیل شده است به مکانی حداقلی. همین اتفاق برای نماز جمعه افتاده است. در مقایسه با هیات های مذهبی و نماز جمعه. اولویت مومنین به حضور در مراسمات مذهبی بیشتر است. چرا چون تنوع و گوناگونی بیشتری دارد.

خانم درودیان: شاید مردم از جایگاه نماز جمعه مطلع نیستند. شاید طول بکشد تا بخواهیم برایشان جا بیندازیم به این دلایل آمدن در نماز جمعه و شرکت در آن خیلی خوب است. چقدر خوب است که مردم و آدم ‌ها صرف شرکت در نماز جمعه را در ابتدا داشته باشند. برای اینکه خواندن صرف قرآن بدون آگاهی از تفاسیرش اثرات خودش را دارد و مثل دوایی است که اثرات خودش را می‌ گذارد. مردم بیایند و شرکت کنند تا حضورشان را بستری قرار دهیم تا مطالب را به آن ها انتقال دهیم. برای شرکت جوان ها و نوجوان ها از نظر من می ‌توان روابط دوستی ایجاد کرد. در محرم ها و هیات ها افرادی را دیده اید، که نه به خاطر امام حسین، به علت خانواده یکبار آمده اند و شرکت کرده ‌اند و محبت و دوستی با اعضای هیات موجب شده است مجدد بیایند و همین حضورشان موجب شده، مطالبی به آنها انتقال یابد و زندگیشان عوض شده است. اگر بتوانیم در نماز جمعه نیز روابط دوستانه و محبتی ایجاد کنیم، موجب می شود به این بهانه مخصوصا نوجوان ها بیایند و شرکت کنند و فرصتی می ‌شود مطالبی به آنها انتقال داده شود.

خانم گنجی: روی همین فرم نماز جمعه، مهم ترین ایراد آن این بوده است که ما هر جا کار را دست جوان ها داده ایم این رشد را دیده ‌ایم، اما درباره‌ ی نماز جمعه مادامی که جوان ها نیایند و کار را دست نگیرند کار به همین منوال می ماند. از دو بعد، بعد مسئولین و بعد خودمان. بعد مسئولین که خطیب و سخنران ها از جوان ها باشند. باید این ریسک پذیرفته شود که جوان بیاید و هرآنچه صلاح می دانند را بگوید. باید این ریسک در جامعه‌ ی ما پذیرفته شود. از طرفی دیگر به  این فکر کنیم جوان ها چطور بیایند به نماز جمعه. بخشی از بیع را در نماز جمعه داشته باشید تا به آن بهانه افراد بیایند. نماز جمعه مان غرفه هایی داشته باشد به صورت رایگان در اختیار افراد تولید کننده که مردم قبل و بعد نماز جمعه بیایند و خرید کنند.

نکات استاد چیت‌ چیان

نکات دوستان را جمع بندی بکنم. نکات فوق العاده ای بود که در انتها می ‌گویم چه کارش کنیم. آقای مصدق می ‌خواست سر ما را به باد دهد. می خواهند ما را بکنند نماز جمعه. چطور مطالبه کنین تا دشمن تلقی نشویم؟ این نگرانی وجود دارد. جناح بندی و مطالبه را باید فکر کنیم.
بخشی از پیشنهادات دوستان ناظر بر تغییراتی است که باید از جانب حاکمیت اتفاق بیفتد که کاملا نیز درست است. می ‌گویند، حرمت امام ‌زاده به متولی آن است، طبیعتا بیشترین تاثیر را امام ‌جمعه دارد. جوان شدن امام جمعه، پرداختن به مباحث کلام، نکات ناب را گفتن. یکی از جملات دوستان این بود که چرا به جنبه های عبادی نماز جمعه کمتر اشاره می ‌شود. درست است که عمل عبادی سیاسی است، عبادی بودنش مهم است. نماز جمعه باید بحث اخلاق و سبک زندگی باشد. به همان اندازه که می ‌خواهد مباحث سیاسی بپردازد، باید به مسائل عبادی نیز بپردازد. نکات سبک زندگی  به انسان ها ارائه دهد. آقای شریفی تدبر همراهش کردند. فرمودند رویکرد تدبری که مبنایی و فکری است باید در این عرصه بیاید. پیشنهادات بسیار قابل توجه ویژه ‌ی خطبای نماز جمعه و برگزار کننده ‌ها وجود دارد که در واقع درست هم هست. تمام تاکیدات دوستان در نوع موضوع، حتی آن تاکیدات دوستان در مورد چهره ‌ی امام جمعه، نکات درستی هستند. اینکه من بچه مسلمان که می ‌خواهم دیگران را دعوت کنم باید بیان و معارف خوب و ارائه ی خوبی بدهم. چهره را تبدیل کنیم به “بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه”. تاکید ایشان هم به نشاط و عبوس نبودن بود. این ها همه درست بود. امام جمعه باید با نشاط باشد. باید مطالبش معرفتی باشد. البته این را هم در نظر دارید که شاکله ‌ی آدم‌ ها با هم متفاوت است.

پیشنهادات جمع ‌آوری شود. برای امام‌ جمعه ‌ها باید نسبت به این موضوع مطالبه ایجاد کرد. نماز جمعه نباید جایگاه جناح بندی باشد. باید امت ‌گرایی در نماز جمعه وجود داشته باشد. نماز جمعه جایی است برای امت. جایی است برای مبارزه با استکبار و مجاهده. نباید رنگ و بو جناحی پیدا کند. اینها همگی حرف ‌های درستی است، آن نگرانی که برخی از دوستان ابراز کردند که ما نمی‌ خواهیم این مطالبه‌ گری حیثیت مقابله پیدا کند، ما قصد مان واقعاً اصلاح‌ کردن است، نمی‌ خواهیم خدایی نکرده دشمنی ایجاد کنیم. در مورد این یک نکته ای را جلوتر می گویم.

این ها به امام جمعه برمی‌ گردد و به مسئولینی که نماز جمعه را مدیریت می‌ کنند. این را کنار بگذاریم. خیلی خوب حالا امام جمعه باید درست شود. این یک مطلب است، اما ما وظیفه نشر خوب این موضوع را هم داشتیم. با ایده های رسانه ای و ارتباطی جدید و استفاده از آن ها کارهای خوبی انجام دهیم. این نکته مهمی است.
نکته ‌ی سومی نیز وجود دارد که برخی دوستان به آن اشاره نمودند. بحث را به سمت این قسمت ببرم و سپس جواب آن مطالبه را هم در همین جا بدهم. بالاخره نماز جمعه با تمام اشکالاتش از حاکمیت و مسئولین و برنامه ‌ریزان و شرایط و محیط اش (برخی جاها ممکن است محیط مناسبی نداشته باشد) وجود دارد. موضوع این است که چه کنیم نماز جمعه از این مشکلات خارج شود؟ باید بیایم سراغ این موضوع که ما چه کار کنیم که نماز جمعه را به جایگاه نماز جمعه برسانیم؟

یک قسمت پیشنهاد ارائه دادن برای نماز جمعه است. من از دوستان درخواست می کنم نکات جلسه یادداشت شود، فایلی شود که در اختیار همه قرار می‌ گیرد، من نیز آنرا ببینم. اگر کسی می خواهد چیزی اضافه و کم کند، این کار را انجام دهد تا نظامی پیدا کند و از طرف  باشگاه قرآنی نور به ستاد نماز جمعه ارسال شود. که جمعی از بچه های اهل فکر و اندیشه نشسته ‌اند بر پایه ‌ی سوره جمعه، یکسری پیشنهادات درباره نماز جمعه دارند. حداقل کاری که این جمع می تواند بکند این است که این دستاورد به ستاد نماز جمعه ارسال شود. ساختار جدید شان نیز پذیرای پیشنهادات هستند این پیشنهاد داده شود. این اولین جمع ‌بندی جلسه است. این سند می‌ شود.

علاوه بر این دیگر چه می توان کرد؟ نکاتی که خانم شفیعی و درودیان فرمودند نکته خیلی مهمی است. با این حال همه این مشکلات نمی تواند باعث شود ما نماز جمعه نرویم! بالاخره اگر می ‌خواهم چیزی را درست کنم باید بروم آنجا و آن را درست کنم. جوابم به دغدغه ‌های آقای مصدق این است که اگر ما قرار باشد مطالبه ‌گری را فقط از بیرون انجام دهیم، قیافه مقابله و دشمنی پیدا می کنیم. اما آدمی که به وسط ماجرا می ‌رود دیگر این قیافه را پیدا نمی‌ کند. ما البته همیشه عادت داریم از بیرون این کار را بکنیم. من اصلا نمی خواهم جایگاه کارشناس بودن را نفی کنم. در دنیا آن هایی که فوتبال بازی می کنند و مربیان وسط صحنه هستند یک عده‌ اند. به اندازه آنها یک جامعه به وجود آمده است، که آنها نقد کننده ی این بازیکنان بیچاره هستند. این بنده ‌خدا می دود و آن ‌یکی آنجا نشسته و دارد نقد می ‌کند. بعد از یک مدت این ‌هم دنیایی شده است، برای خودش. کارشناسی فوتبال که شغلی است و عده زیادی در آن هستند که پایشان نیز به توپ نخورده است. من که نقد می شوم، باید این روحیه را داشته باشم که اگر طرف مرا نقد کند بگویم: دستت درد نکند چون هر نقدی یک زاویه دید به من می دهد. من الان دارم از زاویه نقد کننده با شما حرف می زنم. از زاویه نقد شونده و اگر داشتم با خطبای نماز جمعه حرف می زدم، خودم را در مقام نقد شوندگی می گذاشتم. می گفتم آقا، اگر کسی از درآمد تو و به شما فحش داد، بگویید ممنون قربون دستت! چون هر حرفی ولو نادرست باشد، برای من یک توجهی ایجاد می کند.

ما باید نکاتمان را از سوره ی جمعه در بیاوریم. باید برویم و ببینیم این سوره چگونه به ما راهبرد می ‌دهد و کمک می ‌کند این راهبردها را دربیاوریم.

مثل اینکه باید روی موضوع رزق شروع کنیم در جامعه کار کردن. باید روی موضوع کتاب خدا شروع کنیم در جامعه کار کردن. باید برنامه ‌هایی بگذاریم برای ترویج عزت و حکمت خدا در جامعه. یک موضوعاتی هستند که اگر ما آن ها را کار بکنیم ظاهرش این است که به نماز جمعه ربطی ندارد، اما به شدت مردم را نماز جمعه ‌ای می ‌کند. مثل اینکه بگوییم آقا؛ خدا در عرصه‌ های مختلف زندگی مطلب دارد، حکم ‌دارد. این را مخصوص شما گفتم که فایل صوتی را می شنوید. هر چیزی در این عالم حکمتی دارد. حالا که سیستم بنده قطع شد، من فرصت کردم روی مطلب فکر کنم، آنهایی که شنونده بودند، فرصت کردند فکر کنند. سخنانی برای شما که شنونده فایل صوتی هستید گفتم.

من اگر بروم در نماز جمعه، می تواند برای نماز جمعه اصلاح انجام دهم. می توانم مطالبه را هم ایجاد کنم. هنگامی که آدم از بیرون این کار را می ‌کند تصویر دیگری پیدا می ‌کند. نمی خواهم بگویم از بیرون اصلاح کردن اشکال دارد. خیلی هم کار خوبی است. دست هر کس که این کار را می ‌کند نیز درد نکند، ولی اگر واقعاً بخواهم اصلاح کنم باید بروم در نماز جمعه این کار را کنم.

حالا چه جوری می توانم این کار را بکنم؟ چند تا پیشنهاد خیلی خوب دوستان دادند. یکی از پیشنهادات خیلی فوق العاده بود. البته سوال بود، در ذهنم سریع پیشنهاد شد. یکی از دوستان نوشته بودند، خانواده ما چگونه علاقه‌ مند به نماز جمعه شوند. بچه دارند. نماز جمعه یکی از جاهای بسیار خوش گذران برای بچه هاست. کاری ندارد. آدم بساط ناهار را جمع می ‌کند، می ‌گذارد پشت ماشین بلند می ‌شود می ‌رود نماز جمعه. یا قبلش یا بعدش توی فضای باز، سفره می ‌اندازد، چیزی می خورند بچه ها بازی می کنند. نماز جمعه به آن بزرگی، کیف می ‌دهد برای بچه ‌ها. برای دویدن. بچه ها می دوند و ما نماز جمعه را شرکت می‌ کنیم. آنقدر در این نماز جمعه به بچه ها خوش می گذرد آنقدر نماز جمعه جای خوبی است، برای این اتفاق. این نیز می تواند یک کار باشد. چرا آدم گشت و گزار هایش را در نماز جمعه نگذارد.
یک کار دیگر اینکه بچه های باشگاه قرآنی می تواند مکان خاصی را در نماز جمعه با یکدیگر قرار بگذارند. خانم ها در قسمت خانم ها، آقایان در قسمت آقایان. نماز جمعه که می‌ رود، ستون هایش که در مصلی عدد دارد الحمدلله، در دانشگاه تهران نیز که تا دلتان بخواهد جا برای قرار گذاشتن وجود دارد. اطراف دانشکده‌ های مختلف. آدم می ‌تواند جایی را داشته باشد، قرار بگذارد، بچه ‌ها همدیگر را ببینند، آن اتفاق علمی ‌ها و آن کار خوب ‌ها در نماز جمعه بین ماها اتفاق بیفتد. سطح مخاطب نماز جمعه بالا بیاید. دوستان گفتند به علت خوب نبودن سطح نماز جمعه خیلی از کسانی که نماز جمعه شرکت می کنند، از سر عادت به آنجا می روند.  آنقدر ها هم از روی عادت نیست، خدا وکیلی. اگر رفته باشید با نمازگزاران جمعه حرف بزنید، می بینید خیلی آدم های فهیم و جالبی هستند. آدم‌ های معمولی که ما می ‌بینیم، ممکن است بقال و کاسب و مغازه ‌دار باشند، خیلی آدم های با فکر و با انگیزه هستند. ولی نماز جمعه از آدم های فکری خالی شده است. چرا؟ چون از آدم‌ های فکری خالی شده ‌است.

همش هم این نیست که مشکل خطبا هستند. مشکل صحنه را خالی کردن ما نیز هست ما که نباید صحنه را خالی می کردیم. یک مکانی داشته باشیم، یک قراری داشته باشیم، در نماز جمعه. بلند شویم برویم نماز جمعه، آنجا همدیگر را ببینیم. درباره موضوعات کلان جامعه، درباره جهش تولید، با یکدیگر حرف بزنیم. اصلاً موضوعاتی را انتخاب کنیم و در نماز جمعه قرار بگذاریم با یکدیگر حرف بزنیم. مثلا بگوییم جمع ما حرف زدن درباره جهش تولید را می‌ رود در نماز جمعه انجام می دهد. بعد که خطبه ها تمام شد، یک مقدار بعد از نماز جمعه، یک مقدار قبل از نماز درباره آن ها حرف می زنیم. نماز جمعه می ‌تواند محل میثاق و محل ملاقات ما باشد. در نماز جمعه، خانواده ‌ها می توانند در کمال خوش گذرانی بیایند. ما نیز در انتقال مطالب نماز جمعه وظیفه داریم. می ‌توانیم انتقال دهیم.

پیشنهاد یکی از دوستان این بود که صفحه ای راه بیفتد، در اینستاگرام و از دوستان باشگاه قرآنی نور مربوط به نماز جمعه نکات نماز جمعه در آن جا بگذاریم. یکسری نکات امام جمعه از به نظر من، وزن ندارد. من که می توانم آن را وزن دار کنم! من که می توانم آن را جذاب کنم و ارتقا دهم. این دیده می ‌شود و این، سطح ماجرا را بالا می آورد. این مطالبه واقعی است. ناگهان می ‌بینند که باشگاهی درست شده است، گروهی راه افتاده است، درباره نماز جمعه مطلب می نویسند. امام جمعه مطلب می گوید، اینها مطالبش را بسیار جذاب تر و با مستندات بیشتر و شگفت انگیز تر منتشر می ‌کنند‌ اینها در جامعه مطالبه می آورد. این شیوه درست مطالبه گری است. این نوع مطالبه کردن، دشمنی نیز ندارد. انگ چیزی نیز به آدم نمی زند.
حضور و مشارکت ما مثل یک نماز گزار خیلی اثر دارد. این اصلاً بدین معنی نیست که جملاتی که دوستان در نقد گفتند، نادیده گرفته شود. نه! اصلا اینطوری نیست. اتفاقا اگر نماز جمعه سیاسی می شود، اگر خطیبی عبوس برخورد می کند، اگر موضوعاتی بر مبانی استدلالی نیستند، اگر مطلب نو و جدید نیست، اینها را باید گفت. این حق را امام جمعه بر گردن ما دارد، که باید ایراداتش را به او بگوییم. چگونه می توانیم به او بگوییم؟
شاید در تهران دسترسی به او کمی سخت باشد. در شهرهای دیگر بدین گونه نیست. در شهرهای کوچک، امام جمعه صبح تا شب با مردم زندگی می کند. همان کسی است که بی‌کار می‌ شوند، در به در خانه امام جمعه هستند. آب می گیرد، دم در خانه امام جمعه هستند. راحت می شود با او صحبت کرد و راحت می‌ شود کمکش کرد ارتقا پیدا کند. حتی راحت بگویم، می توان با امام جمعه صحبت کرد و محتوا به امام جمعه رساند. ما در جریان هستیم و می ‌دانیم در شهرهای کوچک اگر نخبگان آنجا جمع شوند و محتوا به امام جمعه بگویند، آن محتوا به تریبون نماز جمعه می رود. تهران یک کلان شهر بزرگ است با جمعیت زیاد و سلایق متفاوت که امام جمعه که چه عرض کنم امام جماعت را نیز به سختی می ‌توان در محله ‌ها دید. بخشی از آن بر می گردد به نواقص امام جمعه ها و امام جماعت ها که آن را در بخش اول قبول کردیم. آن باید در جای خودش برود و درست شود که قرار شد، این جمع پیشنهاداتش را به مکتوب کند و به ستاد نماز جمعه ارسال نماید. اما بخشی از آن نیز این است که ما نیز به عنوان کسانی که میخواهیم وارد این موضوع شویم برویم و بخشی از آن را اصلاح کنیم. پایتخت آن قدرها هم الگو نیست. درست است در چشم است، اما اگر به شهرهای کوچک بروید، خیلی از شهرهای کوچک دلخوشی از ما پایتخت نشین ‌ها ندارند. اتفاقا یکی از نقدهایشان این است که شما فکر می کنید، همه کشور هستید. این موضوع باید در یک رویکرد کلان، تبیین شود و گفته شود. از این ها استفاده می کنند. اتفاقاً خیلی از آسیب های کلان شهر تهران و بعضی از کلان شهرها را بعضی از شهرهای دیگر ندارند. بنده ‌های خدا، اینطور هم نیست که چشمشان به پایتخت باشد. اگرچه پایتخت اخبارش در چشم است، اما آنها که نمی آیند نماز جمعه ما را شرکت کنند! از نماز جمعه ما در حال الگو گرفتن نیستند. خیالتان راحت. در جلسات ستاد نماز جمعه نیست این گونه نیست که خطیبان تهران به دیگران نخ بدهند. من ارتباط داشته ‌ام با امام جمعه شهرهای دیگر. اینگونه نیست. آنها ننشستند ببیند امام جمعه های تهران چه کار می کنند. اتفاقاً شخصیت های مستقلی هستند که برای خودشان برنامه دارند و جالب است که در شهرهای کوچک امام جمعه ها فوق العاده فعال هستند. جوان اند. ارتباط دارند. حالا همه آن نواقص به همه آن مسائل سرجایش، ولی من و شما وظیفه داریم نماز جمعه را نماز جمعه کنیم. اگرچه نماز جمعه با امام جمعه و امام جماعتش نماز جمعه می شود؛ اما نکته اش این است که همین که من در نماز جمعه حضور پیدا کنم و در نماز جمعه را برای آدمها به محل خوشایندی تبدیل کنم، همین که نماز جمعه محل جمع شدن بچه های فکری و انگیزه ای باشد، مهم است. الان نوعاً این طوری است که آدم هایی که نماز جمعه می ‌روند انتقاد نمی‌ کنند و آدم ‌هایی که انتقاد می ‌کنند نماز جمعه نمی روند. چرا باید اینطور باشد اصلاً برویم نماز جمعه و آنجا انتقاد کنیم ما ها در ذهنمان خودمان را جدا می کنیم.
یک) این مطالب جمع آوری بشوند. به عنوان پیشنهادات باشگاه قرآنی نور برای ستاد نماز جمعه ارسال شوند. عده ‌ای دانشجو و طلبه دور هم جمع شده ‌اند و می ‌خواهند این کار را بکند.
دو) برنامه بگذاریم بچه های باشگاه، در نماز جمعه ها یکدیگر را ببینند. جایی باشد که بچه ها آنجا همدیگر را ببینند. خانم فلانی آمده ‌ای؟ چه خبر؟ همین باعث می ‌شود سطح نخبگانی و فکری نماز جمعه ارتقا پیدا بکند. همانجا آدم فرصت می کند، خیلی حرف ‌ها را بزند همانجا فرصت می کند خیلی کارها را انجام بدهد.
سه) برای خود نماز جمعه می توانیم گروه و تولیدات داشته باشیم و مردم را نسبت به این قضیه مطلع کنیم. اطلاع رسانی انجام دهیم. مردم را نسبت به حقیقت نماز جمعه مطلع کنیم.
آدم اگر عدالت امام جماعت ای را نداند، نمی ‌تواند پشت او نماز جماعت بخواند، چه برسد به نماز جمعه.
البته سلب عدالت کاری به این سادگی نمی باشد! اگر اطلاعات غلط به من رسیده باشد و نقدی به شخصیتی بکنم از عدالت که ساقط نمی‌ شوم.
عدالت یعنی انجام بر کبیره اصرار بر صغیره. تمام شد. اگر کسی از عدالت ساقط شد که شد. پشت سرش نمی توان نماز خواند. اما از عدالت ساقط کردن به این راحتی ها هم نیست. اگر به ما خبری برسد فلانی فلان اشتباه را کرده است و بیاییم پشت تربیون بگوییم و فکر کنیم داریم روشنگری می‌ کنیم، این نشانه‌ ی عدم عدالت نمی ‌شود.
این را نمی خواهم در دفاع از امام جمعه بگویم این را درباره علما نیز می ‌گویم. بعضی ها می روند در محضر علما می ‌بینند، دارد نقد می‌ کند. منظورم فقط نقد کردن نیست.  مثلاً می آید و حکومت را نفی می کند. سریع می آییم طرف را‌ از عدالت ساقط می ‌کنیم! آقا! ایشان عالم است. یک ایرادی را تشخیص داده است و فکر کند الان اینجا بگوید این به صلاح است. برای باطل این کار را نمی ‌کند! عدالت به این راحتی از کسی ساقط نمی شود. بالاخص اگر عالم باشد. عالم یک مصلح و منذر اجتماعی است. وقتی می آید یک نقدی می کند، حتی اگر بگوییم تهمت زده،  ممکن است مطمئن بوده باشد. برای این ماجرا راحتی نمی شود، آدمها را از عدالت ساقط کرد. خواهش می کنم نسبت به این قضیه یک دقتی کنیم. آن طرف را هم می ‌گویم. ما یک وقت به اسم انقلابی بودن آن طرف را از عدالت ساقط می کنیم! عالم حسابش با این چیزها فرق می کند. عالم اگر کار می کند، مصلح جامعه است. مصلح اجتماعی است. وظیفه تزکیه دارد. باید سر من داد بزند، داد بزند. دلیل نمی شود که از عدالت ساقط شود. مثالش را  یک بار زده ‌ام. خود بنده، در مجلس بودم، خدمت یک عالم بزرگوار. مطلبی را مطرح کردم که به نظر خود من نیز درست بود. آن عالم بزرگوار سی ‌دقیقه جلوی همه، هرچه از دهنش در آمد، به من گفت. نه که حرف رکیک زده باشد بنده خدا، یعنی من را با خاک یکسان کرد. کوبید و آتش زد و خاکستر کرد، بعد فوت کرد به هوا هم داد. جوری صحبت کرد که من نمی توانستم سرم را بلند کنم و به آدم های دیگر نگاه کنم. حالا من باید بیایم بگویم از عدالت ساقط شده است؟  حرف درست من را برگشته است این کار را کرده، برای چه آبروی یک نفر را جلوی بقیه برده ‌ای؟ بعد از اینکه دیگران خارج شدند، داشتم به آرامی از گوشه ‌ای می ‌رفتم، همان عالم بزرگوار زد روی شانه ‌ام. گفتم جانم؟ گفت: نکته ای که گفتی درست بود. عجب نکته ی علمی دقیقی گفتی. گفتم: لطف داری حاج اقا. گفت: اما لازم بود آدم ها فلان مطلب را یاد بگیرند.

عالم است تشخیص داده آدم ها باید مطلبی را یاد بگیرند و لازم است برای اینکه یاد بگیرند در صورت من نیز بزند. نمی ‌شود آدم ها را به این دلیل از عدالت ساقط کنیم که آنجا آن کار را به نیت باطل انجام می ‌داده است. حالا می شود بعدا تحلیل کرد که این عالم بزرگوار نمی ‌شد آن را به شکل دیگری می گفتی؟ عالم می تواند خوب و خوش صحبت باشد. مهارت داشته باشد. اینها همه اش درست است، اما او را از عدالت ساقط نمی کند! چنان بنده خدایی که دارد این حرف را می ‌زند به نیت اصلاح و درست کردن می زند. می‌ خواهد جامعه را به سمت هدایت ببرد. حتی می ‌خواست من را هم هدایت کند.
این جمله را هم که عرض می کنم، برای همه است چه آنهایی که به اسم انقلابی بودن دیگران را مورد حمله قرار می دهد، چه آنهایی که به اسم اصلاح کردن این طرف را مورد هجمه قرار می دهند. عالم، عالم است! اینکه شما می‌ گویید تکلیف صداقت چیست؟ باید مطمئن باشید که دارد دروغ می گوید. اگر کسی مطمئن است کسی دارد دروغ می گوید و برایش بیّن است، این یک حرف دیگر است.
خود من که نگاه می ‌کنم به این راحتی نمی توانم به آقایان بگویم که داری دروغ می گویی. فرقی هم نمی ‌کند که عالم این‌ وری یا آن‌ وری باشد. اصلاً این ور و آن ور کردن، خدا می ‌داند که حرف غلطی است! چه کنم واژه کم دارم. از این واژه ها استفاده می ‌کنم. شاید شما بگویید منتقد نظام. هر چه بگویید، عالم، عالم است! نمی ‌توان عالم را به این راحتی از … خارج کرد. دلم نمی خواهد مثال بزنم. البته مثال دارم. مثال ها شخصی می شود و ممکن است شما از آن آدم هایی که مثال میزنم ذهنیت داشته باشید و بعد شروع دردسر شود.
عالم چه کسی است؟  همین ‌هایی که جامعه به عنوان عالم می شناسد. همین که خطیب نماز جمعه است. بالاخره یک علمی داشته است که خطیب نماز جمعه شده است. شما ممکن است بگویید صد تا عالم می شناسم، عالم تر از او. اشکالی ندارد. اصلا مطالبه کنید، آدم ‌های عالم ‌تر بیایند بشوند خطیب نماز جمعه. عالم، اینجا عالم دینی است. که بتواند از منظر دین به مسائل نگاه بکند. مراجع ‌تقلید عالم هستند. من اصلا این جمله را نمی ‌گویم که بخواهم از جریان خاصی دفاع بکنم. رویکرد ما باید به نماز جمعه درست شود. همین که جامعه کسی را عالم می‌ داند، باید حرمت علمای جامعه نگه داشته شود. ممکن است جامعه کسی را اشتباه عالم بداند. برویم کار کنیم و رویکرد جامعه را اصلاح کنیم. ما خیلی راحت از روی علما و آدم ‌ها رد می ‌شویم. الان موضوع برایم جهت ندارد. عالم، عالم است. حتی اگر عالمی بلند شد و گفت کل نظام درست نیست. این عالم باید حرمت عالم بودنش حفظ شود. باید مطلبش شنیده شود. اگر این نظام تضارب فکر کردن در نظام فکر کردن در ما، در جامعه شکل نگیرد  اشکال اساسی جامعه ما می‌ شود. ممکن است بگویید آقای چیت ‌چیان این ظرفیت‌ ها الان در جامعه ‌ی ما وجود ندارد! اشکالی ندارد، باید به وجودش بیاوریم. حرف من این است. ممکن است عده ای حرف هایی بزنند خلاف واقع. من که یقین ندارم خلاف واقع است باید حرمتش را نگه دارم. حرفم این است که حکم صادر کردن درباره ‌ی علما.

فرضاً رفتم در جامعه داعش، آنجا کسی را عالم می دانستند. من که نمی ‌توانم سرتاپای او را لجن مالی کنم. نه اگر رفتم آنجا، او را عرفاً عالم می ‌دانستند، باید آن جامعه را بیدار کنم، که او را عالم نداند!
ممکن است، جامعه ای ابوبکر البغدادی را عالم بداند. من که نمی ‌توانم بروم حرمت او را پایین بیاورم. باید برویم و بگوییم معلوم است آنقدر جامعه از معارف قرآن دور است. حتی ممکن است آدمی مثل او و سلمان پادشاه عربستان را عالم بدانند. چقدر از معارف قران دوریم. برویم معارف قرآن را ترویج دهیم تعریف مردم را از عالم درست کنیم. اما نمی ‌شود به این راحتی از علمای جامعه رد شد. این که عدالت ندارد، آن که آن طور است، پشت سر این که نمی ‌توانم نماز بخوانم، حرف این را که نمی ‌توانم بشنوم. این طور کنیم که سنگ روی سنگ بند نمی ‌شود. علما پدران جامعه هستند. آدم باید حرمت پدر را نگه دارد. ولو پدر اشتباه کند.
اگر در جامعه مشکلی در این زمینه داشتیم راهش چیست؟ راهش این است که فرهنگ مردم را بالا ببریم تا رویکردشان نسبت به علما درست شود. تعریف علم درست شود.

تدبر در قرآن اگر در جامعه رایج شود، مردم رسول را از غیر رسول تشخیص می ‌دهند. مردم عالم را از غیر عالم تشخیص می‌ دهند. اما حق نداریم حرمت عالم را بشکنیم. چنان که، کسی حق ندارد حرمت پدر را بشکند. ولو پدرش مشکل داشته باشد. ولو پدرش خیلی مشکلات زیادی داشته باشد. حرمت پدر باید حفظ شود. خیلی چیز لازمی است. علمای جامعه نیز این گونه هستند. حرمتشان باید حفظ شود، چه آن که منتقد نظام است چه موافق نظام. علما استوانه های جامعه اند.

چند وقت پیش چله ای راه افتاد که منتصب به علما نبود. خوب نیست علما را دور بزنیم. می گویید علما به وظایفشان عمل نمی‌ کنند، خیلی خب بروید در تیم علما! کاری کنید به وظایفشان عمل کنند. ماها باید دور و ور علما را بگیریم. اگر علما مشکل دارند دور و برشان آدم‌ هایی هستند مثل خودشان. درستش کنیم دیگر. چرا دور و بر علما ما نباشیم؟ که شگفت ‌انگیز و جالب‌ ایم. می گویند راه نمی ‌دهند. رفته ‌اید ببینید راه می دهند یا نه؟ گوش می‌ دهند یا نه؟ اگر برویم فرق می ‌کند.

برای اقتدا نکردن به علما، شک داشتن کافی نیست. این کارها را کرده ایم ۴ شیعه می ‌ایستند و هرکس جدا جدا نماز می‌ خواند.

قرار بود از سوره ‌ی جمعه استفاده کنیم. سوره می‌ گوید اگر نگاه مردم را به رزق و به فضل درست کنیم. اگر نگاه جامعه را به قدوسیت خدا درست کنیم بطور طبیعی نماز جمعه در جامعه شروع می‌ کند به درست شدن. این کارها را که می‌ توانیم بکنیم. می ‌توانیم در برنامه ‌هایمان بگذاریم. مثل انفاق شد. همین ها روی نماز جمعه خیلی اثر می ‌گذارد. بعد خودمان شرکت کنیم در نماز جمعه. با هم قرار بگذاریم هم را ببینیم. بعد از فضای مجازی استفاده کنیم برای ترویج نماز جمعه و بعد نظرات را جمع‌ بندی کنیم و سند واره‌ای از نکات باشگاه قرآنی نور بر مبنای سوره ‌ی جمعه تهیه می‌ کنند دوستان، برای پیشنهاد به اصلاح و ارتقای نماز جمعه. در اختیار همه قرار دهند نظراتشان را بنویسند و کامل کنند و کم و زیاد کنند. ای بسا می ‌رویم با ستاد نماز جمعه حرف می ‌زنیم و می ‌گوییم حاضریم در نماز جمعه شرکت کنیم. اگر برنامه ای دارید بگویید ما برایتان انجام دهیم. شاید با اقای حاج ‌علی ‌اکبری قرار گذاشتیم و حرف زدیم و گعده درست کردیم و همه‌ ی این ها.