نشست هفتادم – سیری در سوره های قرآن – بخش دوم

[us_separator size=”small”]

استاد هانی چیت چیان – 44 دقیقه / پیاده شده توسط خانم ها کوثر گلیج، مریم پیله ور و بهار سعیدی

[us_separator size=”small”] [us_separator size=”small” show_line=”1″ css=”%7B%22default%22%3A%7B%22border-style%22%3A%22dashed%22%7D%7D”]

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه فرقان: از سوره های روضه است. از آن سوره های شکایت پیامبر گرامی اسلام است که :«خدایا این امت من قرآن را مهجور کردند.» سوره مهجوریت قرآن است. قرآن در این سوره «فرقان» است که مهجور شده است. فرقان یعنی جدا کننده حق و باطل. هر کسی در زندگی اش دچار ابهام و چه کنم چه کنم است و نمی داند حق چیست و کدام مسیر را برود، فرقانیت قرآن برایش کم شده است. این سوره به او کمک می کند فرقانیت قرآن در زندگیش احیاء شود؛ به همین علت هم مهجور واقع می شود. مردم خیلی حال و حوصله ندارند از فرقانیت قرآن بهره ببرند. مهجوریت یعنی این. مهجوریت بدین معنا نیست که مثلا مردم قرآن نمی خوانند، به آواز خوش نمی خوانند، حفظ نمی کنند؛ این کار ها را ممکن است انجام بدهند. در بعضی کشور های اسلامی میلیون ها حافظ وجود دارد؛ ولی قرآن مهجور است چون به فرقانیتش مورد استفاده قرار نمی گیرد. آنهایی که از فرقانیتش بهره می برند، می شوند آن افرادی که در آیات انتهایی سوره، خدا توصیفشان می کند: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» تا آخر سوره. این سوره، سوره عباد الرحمن است. فرقانیت به علت خالص شدن و حق مدار شدن، انسان ها را عباد الرحمن می کند.

از این جا به بعد سه سوره هستند که به سوره های «طواسین» معروف اند. این سه سوره با حروف مقطعه «طس» آغاز می شوند. دو تا از آنها «طسم» هستند و یکی از آنها «طس» است. سوره های شعراء، نمل و قصص. موضوع تقریبا مشابهی هم دارند. می توان گفت موضوع مشترک شان به نوعی آخرت گرایی با وجوه مختلفی است.

سوره مبارکه شعراء: در این سوره،  زندگی مومنانه و آخرت گرایانه در جریان اقوام مختلف در تاریخ مطرح می شود. این سوره پشت سر هم قوم های مختلف مطرح می کند. قوم عاد و ثمود و نوح و … و انتهای همه ماجراهای اقوام، این ترجیع بند (اصطلاحا) دائم تکرار می شود: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً  وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ» (در این قومی که برایت گفتیم آیه و نشانه ای است. متاسفانه آدم ها عبرت نمی گیرند.) «وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ». این سوره از منظری شبیه سوره یونس است، چون سوره آیه هاست؛ ولی آیه به اعتبار ایمانی که بر اساس اندیشه در انسان شکوفا شود. در ابتدای سوره می گوید که «زورکی آدم ها ایمان بیاورند که فایده ندارد. آیات را در عالم گستراندیم تا انسان ها بر اساس معرفت ایمان بیاورند.» سوره «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» است. سوره ی دعوت ابتدایی خالصانه پرزحمت پیامبر گرامی اسلام است، همچنین سوره «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» است. به همین علت سوره عاقبت است.

سوره مبارکه نمل: از سوره های آخرت است. «هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» کلید واژه ای که در این سه سوره به طور ویژه تکرار می شود، ایمان است. در سوره شعراء موضوع مومن شدن به واسطه آیات الهی و عبرت گرفتن از تاریخ و توجه به عاقبت است. در این سوره، چگونه ایمان را تثبیت کردن دغدغه است. در سوره شعراء بحث «أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» است اما در سوره نمل «للمومنین» مطرح است. موضوع سوره ایمان در حال تثبیت و چگونگی تثبیت ایمان به واسطه یقین به آخرت است. ماجرای حضرت سلیمان و ملکه سبا هم در این سوره بیان شده است. ملکه سبا یکی از نمونه های بی نظیر ایمان آوردن در این عالم است. انسانی که آن قدر سلیم النفس است که وقتی با حقیقت و حجتی رو به رو می شود، به سرعت ایمان می آورد. سوره ی انسان های خالص و پاکی است که ایمان آوردن شان راحت ولی به شدت عمیق است. آدم هایی که لجوج نیستند و راحت ایمان می آورند. لذا نشانه های ثابتی هم دارند. همچنین این سوره دوبار «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد؛ یک بار ابتدای سوره و بار دوم به علت نامه حضرت سلیمان به ملکه سبا.

سوره مبارکه قصص: این سوره نی سوره ایمان است اما تفاوتی با دو سوره دیگر دارد. «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ* نَتْلُو عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» سوره، سوره ایمان اجتماعی است. سوره شعراء: چگونه ایمان بیاوریم؟ سوره نمل: چگونه ایمان را تثبیت کنیم؟ سوره قصص: چگونه جمع مومنانه درست کنیم و یک جامعه مومن ایجاد کنیم؟

در این سوره، ماجرای نبرد حضرت موسی (ع) که یک تنه جلوی نظام فرعون و فرعونیان می ایستد و با آنها مبارزه می کند، مطرح شده است. در انتها هم کار به هجرت می کشد و او هجرت می کند. تقریبا می توان گفت ما یک جا در سوره مبارکه طه و یک جا در سوره قصص داستان حضرت موسی(ع) را به صورت منسجم و طولانی داریم. اگرچه داستان حضرت موسی به شکل های مختلف در سوره های زیادی آمده است. جریان یک آدم به نام موسی(ع) که چگونه وارد میدان مبارزه می شود، جمعی مومن درست می کند، آنها را از دست فرعون نجات می دهد و جریان ایمانی ایجاد می کند. سرّ این هم در آیات انتهایی سوره قصص آمده است. «وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» : غیر خدا کسی را نخوانید، غیر او الهی نیست، هر شی ای هالک است مگر وجه خدا، پس هر حکمی برای خداست (از او تبعیت کنید) و بازگشتتان به سمت خداست.

سوره مبارکه عنکبوت: با «الم» شروع می شود. شبیه سوره مبارکه بقره و آل عمران است. سوره های الم، شش تا هستند که این سوره، سومینِ آنها است. ماجرای سوره عنکبوت، فتنه است. سوره «فتنه» قرآن است. می گوید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»: آدم ها انتظار دارند ایمان بیاورند ولی آنها را به سختی نیازماییم؟

فتنه یعنی میدان های اجتماعی سختی که مثل کوره می ماند. آهن را در آن می گذارند، حرارت کوره باعث می شود ناخالصی هایش از بین برود. آهنی را که بیرون می آوریم دیگر فولاد است. سوره «فولاد شدن» قرآن است. ایمان را به چنان رسوخی می رساند و چنان به واسطه ی فتنه ها، ناخالصی ها را از درون ایمان انسان بیرون می کشد که انسان دچار ایمان راسخ می شود؛ در مقابل جامعه غیرمومنانه ای است که بیت عنکبوتی بیشتر نیست. سوره « جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» است. سوره هدایت خاص خدا هم است. انسان هایی که درگیر «کدام ها» هستند، کدام مسیر؟ کدام رشته؟ کدام شغل؟ و … به سوره عنکبوت مراجعه کنند. دستورالعمل مجاهدتی است که راه هدایت را به انسان نشان می دهد.

سوره مبارکه روم: این سوره هم با الم شروع شده است و چهارمین سوره الم قرآن است. همه سوره های الم درگیر زندگی اجتماعی هستند و از نظر زندگی اجتماعی، رئیس کل این سوره ها، سوره بقره است. در سوره مبارکه روم، دینداری در صحنه اجتماعی مطرح می شود. «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» و می گوید دین همان فطرت الهی است که درون انسان قرار داده شده است. لذا ارتباطی وجود دارد میان درون انسان و دین که بیرون است. از طرفی سوره آیات است، سوره ی «وَمِنْ آيَاتِهِ»ها. از این رو با سوره های مربوط به آیه، همچون یونس و شعراء مرتبط است. سوره ای است که دینداری با استفاده از آیه بینی در درون انسان به برکت این سوره شکل می گیرد. از این حیث سوره فوق العاده و دوست داشتنی است.

سوره مبارکه لقمان: این سوره، پنجمین سوره از سوره های الم است. سوره محسنین قرآن است. البته محسنین در سوره های دیگر قرآن هم بودند؛ چنانکه در سوره یوسف هم مطرح می شود. در سوره مبارکه لقمان، محسنین موضوع اصلی سوره است. همچنین سوره حکمت قرآن است. «وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ». سوره تعلیم و تربیت قرآن است. پدری به موعظه و تربیت فرزندش اقدام می کند. مطالب سوره لقمان عبارت اند از: زمینه بهره مندی از حکمت و محسن شدن، اتصال به وعده های الهی، علم نافع. کسانی که دغدغه تعلیم و تربیت دارند، از این سوره خیلی مطالب می توانند به دست بیاورند.

سوره مبارکه سجده: آخرین سوره از شش سوره الم قرآن است. «الم* تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ مِن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ* أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَ‌اهُ» سوره افترا است. افترا یعنی چه؟ یعنی چیزهایی را به جای ساختار الهی درست کنی. حال چه افترا ببندند، چه تهمت افترا بستن بزنند. برای مثال به پیامبر می گفتند چیزهایی که می گویی، دروغ است و از طرف خدا نیامده است. اما در واقع کار خودشان افترا بستن بود و برای سرپوش گذاشتن کار پیامبر را افترا خطاب می کردند. سوره سجده، سوره معرفت توحیدی و احساس فقر نسبت به خدا است که در زندگی اجتماعی، بتواند انسان را نگه دارد. لذا سوره یقین است. اگر احساس می کنیم در یقین دچار ضعف هستیم و پایه های محکمی در زندگی، در صحنه های فتنه و اجتماعی که ما را نگه دارد نداریم، باید سوره مبارکه سجده را بخوانیم.

سوره مبارکه احزاب: از سوره های نبرد اجتماعی است. مثل سوره های بقره و آل عمران و انفال و توبه که گفتیم در میدان های نبرد هستند. سوره احزاب از نامش مشخص است، سوره ی جنگ احزاب است. سوره ای است که فشار بر مومنین به نهایت درجه خود می رسد (مانند فشار حداکثری). یعنی خارجی ها، یهودی ها، مسیحی ها، اعراب بادیه نشین تا قریش، همه با هم تصمیم می گیرند یک بار برای همیشه، از ریشه امت اسلامی را نابود کنند. شرایط سختی است. «ضربه علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین» یعنی ضربت امیرالمومنین در روز خندق برای دفاع از دین و در آن شرایط بسیار سخت، از عبادت جن و انس در کل تاریخ بالاتر است. سوره استقامت ویژه مومنین است به طوری که دشمن جلویشان می آید و در ظاهر امیدی به پیروزی آنها نیست ولی «لِیَزدادُوا ایمانا» نه تنها نمی ترسند، شک نمی کنند و میدان را خالی نمی کنند؛ بلکه دائما به ایمان و شورشان افزوده می شود. هرچه فشار حداکثری دشمن زیادتر می شود، این ها چهره شان بشاش ترو امیدشان بیشتر می شوند. آدم های عجیبی هستند. از موضوعات این سوره «وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا» است. یعنی مومنین، محکم باشید و محکم حرف بزنید؛ چون در دل این فشارهای شدید شل صحبت کردن از هر چیز بدتر است. البته سوره ارتباط خاص با پیامبر نیز است. از آن سوره های ویژه ی معرفی پیامبر گرامی اسلام است.  «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ » و «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» در سوره احزاب است. در دل این صحنه های سخت است که انسان ها به رسول گرامی اسلام پناهنده می شوند.

سوره مبارکه سبا: سوره غیب و شهود است. البته این موضوع در خیلی از سوره های قرآن آمده است. به طور مشخص این سوره، از سوره های غیب، شهود و ملائکه است. اگر کسی مسئله دارد و نمی داند چطور باید از غیب آن طور که باید استفاده کند و نسبت زندگی او با غیب اصلا چیست، جای یادگیری آن در این سوره است. ابعاد بسیار زیاد دیگری نیز دارد.

سوره مبارکه فاطر: این سوره نیز سوره ی ملائکه است و با همین موضوع آغاز می شود. موضوع چشم گیری که می توان به آن اشاره کرد، آیه «مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ». چگونه کلمه طیب را در سانتریفیوژی به نام عمل صالح می گذاریم، سپس این عمل صالح، کلمه طیب را بالا می برد. اعتقاد درست در دستگاه عمل صالح قرار می گیرد و آن قدر بالا می رود که به طاق آسمان می خورد. سوره ارتباطی هم با وجود مبارک حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها دارد.

سوره مبارکه یس: از سوره های منحصر به فرد قرآن، با شروع کاملا استثایی «یس» است. سوره قلب و حیات قرآن است. چه قلبی زنده است و چه قلبی مرده، کار سوره یس است. اگر کسی احساس می کند قلبش مرده است، حیاتِ لازم را ندارد، زندگی او تکرار می شود و پویا نیست (نه به منظور تنوع طلبی، به معنای اینکه زندگی، زنده نیست)، دوای دردش، این سوره است. این سوره یک انذار و برقی به شما وصل می کند که قلب شما را از حالت دل مردگی خارج می کند و به حرکت می اندازد. یکی از سوره های ملکوت است که در انتهای سوره به آن اشاره شده است.

سوره مبارکه صافات: از نامش پیداست، سوره صف است، صف انبیاء الهی. در سوره انبیاء می گوید انبیاء یک امت هستند؛ پس بروید با آن ها امت شوید. در سوره صافات می گوید همه انبیاء یک صف واحد هستند؛ یعنی اگر به آنها نگاه کنید، یک آدم بیشتر نمی بینید. همان حرف امام خمینی(ره) که می گویند اگر انبیاء در یک مکان باشند، با هم اختلاف پیدا نمی کنند. گویی سوره ی «کُلُهم نورٌ واحد» پیامبران است. چرا؟ سرّ این در اخلاص است. سوره عبادالله المخلصین قرآن است. چگونه اخلاص می تواند انسان ها را یکی کند، به طوری که یک صف واحد شوند. صفی که در آن ذره ای نقصان و خلل وجود ندارد. سوره ی کسانی است که نیاز به اخلاص و یکی شدن با انبیاء و خوبان عالم دارند.

اکثر سوره های قرآن دارای فواتح و شروع های مشترک هستند. مانند سوره های الم، سوره های الر، سوره های طواسین، سوره های یاایها الذین امنو، سوره های یاایها النبی، سوره های انّا، سوره های واو قسم و … . اینها همه فواتح مشترک دارند. شروع بعضی سوره ها نیز تک است؛ یعنی هیچ سوره ی دیگری شبیه آنها نیست. مثل یس، کهیعص، طه و …، این سوره ها یگانه هستند و در درون خودشان موضوعات یگانه ای دارند. یکی از آنها سوره مبارکه ص است.

سوره مبارکه ص: از اسمش پیداست که از سوره های منحصر به فرد است. سوره ذکر قرآن است. «ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ» اگر کسی نمی داند ذکر چیست، باید این سوره را بخواند. ذکر بارقه نوری از خود خداوند تعالی است که می تابد و قلبی را روشن می کند. لذا ذکر به طور دقیق تر به معنی اتصال است نه یادآوری. آنجایی که قلب انسان به خدا متصل می شود و به واسطه این اتصال آرامش و نوری دل انسان را فرا می گیرد، آن ذکر است. آنهایی که احساس می کنند در زندگی دچار غفلت و نسیان اند، دائم الذکر نیستند و در لحظه لحظه زندگی نمی توانند به یاد خدا در زندگیشان باشند، دوای دردشان در این سوره است. جالب اینجاست که برای درمان این درد، به تدبر قرآن دستور می دهد. «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ» این کتاب آمده که در آن تدبر کنید تا زمینه متذکر شدن شما فراهم شود. سوره بسیار نورانی است. سوره اوّاب قرآن است. اوّاب یعنی آدم هایی که مثل زنبور عسل مدام وارد کندو می شوند و بیرون می آیند. معنای آن بسیار به انابه نزدیک است. اوّاب به معنای رجوع است، انابه به معنای آمادگی است. دائم آماده و هوشیار است. حواس جمع است، خوابش نبرده است. این سوره استثنایی است. همه ی سوره ها استثنایی، بی بدیل و بی نظیر هستند.

سوره مبارکه زمر: از سوره های منحصر به فرد قرآن است. «تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» با فعل شروع می شود. با حروف مقطعه شروع نمی شود. شبیه سوره های حوامیم است. با این تفاوت که حوامیم ابتدای شان اول «حم» و بعد تنزیل دارد. سوره بسیار خاصی است. سوره حضرت ابوالفضل العباس (ع) است. سوره رعد شمشیر ذوالفقارحضرت امیرالمومنین بود، این مربوط به حضرت اباالفضل العباس است. اما به چه اعتباری؟ به اعتبار کاشف الکرب عن وجه الحسین بودن. سوره اولوالالباب است. یعنی چه کسانی؟ آنهایی که تلاش می کنند دستور خدا را در جامعه جاری کنند تا به این وسیله زمینه اقامه حکومت خدا، امامت امامان حق و تحقق ولایت اولیاء الهی فراهم شود. این گروه، بازوان قدرتمند اولیاءالله هستند. شخصیت هایی به نام اولوالالباب. چنین شخصیتی با اخلاص در دین شکل می گیرد. «فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ». سوره ای است برای کسانی که عبودیت شان دچار ناخالصی است. این سوره ناخالصی را از بین می برد تا آدم را اولوالالباب کند و خود انسان تبدیل شود به استوانه ای برای اقامه ی دین خدا؛ طوری که امام بتواند به او تکیه کند. سوره باشکوه و بی نظیری است.

از این به بعد هفت سوره پشت هم قرار می گیرند که سور حوامیم هستند؛ یعنی با حم شروع می شوند.

سوره مبارکه غافر: حم مومن: سوره ایمان است. ایمانی که به واسطه آن، فرد از چنان نگهداری ای بهره مند می شود و به واسطه ایمانش مورد حفاظت خدا قرار می گیرد. یعنی بلایی سر او نمی آید؟ خیر! مومنِ آل فرعون در این سوره قطعه قطعه می شود؛ ولی با این وجود از ایمان دست نمی کشد. سوره ای است که مومنان از چنان حمایتی _ سوره به آن می گوید وقایه، همان تقوا_ از طرف خدا برخوردار می شوند که اگر قطعه قطعه هم شون،د دست از ایمانشان برنمی دارند. لذا سوره دعای قرآن است. «ادْعُونِي» در این سوره آمده است.  البته یک ادعونی دیگر در بقره داریم؛ اما این سوره بیشتر از هر سوره دیگری کلمه دعا دارد. عبدی که ملکی جز دعا ندارد.

سوره مبارکه فصلت: از این حیث که چگونه قوانین الهی را در صحنه عالم بیاوریم، بسیار شبیه سوره هود است. از طرفی دیگر سوره فعال شدن گوش است. سمع راه بیافتد. آنهایی که شنوایی شان مشکل دارد، حرف نمی شنوند یا حرف می شنوند ولی عمل نمی کنند، سوره فصلت بخوانند. این سوره آن چنان سمع آدم را فعال می کند که سجده واجب به آدم می دهد. انگار آدم باید به سجده بیافتد. آیات جالبی نیز دارد.

سوره مبارکه شوری: این سوره نیز از حوامیم است؛ اما سه تا حروف مقطعه بیشتر دارد. «حم عسق» پس تا حدودی سوره را منحصر به فرد کرده است. سوره وحی قرآن است. اگر کسی می خواهد بداند وحی چیست؟ چرا و چگونه؟ ما از چه سطحی از وحی بهره مند می شویم؟ جواب سوالاتش در این سوره است. آیات انتهایی «من وراء حجاب» و …  به این موضوع اشاره دارد. بعد در دل وحی می آید و می گوید «و امرهم شوری بینهم»، زیرا وحی نیامده است که نظام اجتماعی زندگی و شوری را به هم بریزد. وحی آمده است که در دل یک رشد و تفکر اجتماعی، انسان را به قله بالاتری برساند. بعضی ها گمان می کنند وحی یعنی تعطیل کردن عقل که این اشتباه است. وحی یعنی شکوفایی عقل و تفکر. اگر این گونه باشد تازه وحی می تواند کار شگفت انگیزتری را انجام دهد. آدم ها از وحی بهره کافی نمی برند چون معارف سوره شوری را نخوانده اند، اگر بخوانند برخورداری آنها از وحی ارتقاء پیدا می کند.

سوره مبارکه زخرف: سوره دنیا است. هر کس می خواهد دنیا را بشناسد، باید به این سوره مراجعه کند. البته این موضوع در خیلی از سوره ها مطرح شده؛ اما این سوره اساسا سوره معرفی دنیا است. آن هایی که با دنیا درگیر هستند و از پس دنیا بر نمی آیند، نمی توانند دنیا را بشناسند و در لذت های دنیا گرفتار می شوند، این سوره را باید بخوانند. خداوند سخن عجیبی هم در این سوره می گوید. دنیا در نظر خدا آن چنان بی ارزش است که می گوید اگر آدم ها کافر نمی شدند و فریب نیم خوردند، سر تا پای کافران را طلا می گرفتم، حتی سقف خانه هایشان هم طلا می دادم. (اگر سبب نمی شد که همه مردم امت واحد (گمراه) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می شدند، خانه هایی قرار می دادیم با سقف هایی از نقره و نردبان هایی که از آن بالا روند. و برای خانه هایشان درها و تخت هایی قرار می دادیم که بر آن تکیه کنند. و انواع زیورها؛ ولی تمام این ها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است. آیه 33 تا 35)
این سوره، سوره ای است که دنیا را در نظر انسان مومن بی ارزش می کند.

سوره مبارکه دخان: این سوره به همراه سوره قدر، سوره های شب قدر هستند. «لیله مبارکه». سوره ای که در آن تقدیر بر اساس کتاب و تقوا و … رقم می خورد. رسیدن به مقام امین است. سوره شب های قدر در عین زندگی اجتماعی و در میدان مبارزه با استکبار است؛ یعنی سوره برای ماموریت گرفتن در شب قدر است. توصیه شده این سوره در شب های قدر خوانده شود.

چرا در شب قدر سوره دخان و روم و عنکبوت خوانده می شود؟ سوره ی دخان که گفته شد، به دلیل استفاده کردن از تقدیر است. به این دلیل گفته شده سوره ی روم و عنکبوت نیز در شب های قدر خوانده شوند؛ زیرا این دو سوره، سوره های درک ماموریت هستند. سوره ی عنکبوت می گوید: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا». سوره ی روم هم از مشاهده ی آیات و از طریق دین به شما راه نشان می دهد. شب قدر، شب برنامه ریزی و ماموریت گرفتن است، به همین دلیل توصیه شده است سوره هایی که مربوط به ماموریت و جهاد هستند و به دنبال سبیل می گردند، در شب قدر خوانده شوند.

سوره مبارکه جاثیه: این سوره، سوره ی ایمان است. از این جهت با سوره هایی که با موضوع ایمان هستند، مرتبط است. «إِنَّ فِى ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلْأَرْضِ لَايَتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ». این سوره، سوره ی آیات نیز هست. آنچه که آن را منحصر به فرد می کند این است که سوره ی ساختار انسان است. هرکس که می خواهد ساختار وجودی انسان را در یک سوره مطالعه کند، جای آن سوره ی مبارکه ی جاثیه است. در این سوره از ایمان، عقل، تفکر و دیگر ساختار وجودی انسان به صراحت اسم برده شده است. در این سوره، صحنه ی قیامت که همه به زانو روی زمین افتاده اند و منتظر هستند حکمشان صادر شود، تصویر شده است. بعضی زانو زدن شان از شدت ذلت است و بعضی زانو زدن شان در مقابل مولاست. حال خاصی است.

سوره مبارکه احقاف: این سوره، سوره ی نظام اجل است. برای بعضی سوره ها گفتن یک موضوع خیلی کار سختی است. این سوره، سوره ی اجل قرآن است. اجل چیست؟ نقشش در زندگی انسان چیست؟ چه اجل هایی داریم؟ چرا اجل در زندگی انسان مهم است؟ از این نظر سوره ی استقامت قرآن نیز می باشد. « قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا » چون اجل وجود دارد شما باید اهل استقامت باشید.

سوره مبارکه محمد (ص): سوره ی عمل قرآن است. عمل در خیلی از سوره های قرآن آمده است، اما عمل به طور یکپارچه در سوره ی مبارکه ی محمد آمده است. خیلی هم جالب است. سوره ی چهار نهر در بهشت است. نهر شیر، عسل، خمر و آب. هر کدام از این ها انواع عمل صالح در دنیا هستند. بعضی از اعمال صالح مثل شیر می مانند؛ مانند اعمال در حوزه ی علم. بعضی از اعمال مانند عسل می مانند؛ مثل کمک به دیگران و حل کردن مشکلات دیگران. بعضی از اعمال و کارها از بس عاشقانه برای خدا انجام می شوند مانند خمر می مانند؛ مثل شهادت طلبی و حضور در میدان نبرد. بعضی از اعمال از بس خالصند مانند آب هستند. این سوره، سوره ی عمل است؛ عمل در ضمن همراهی با رسول خدا و مبارزه با دشمنان رسول خدا. عمل در صحنه یاری رسول خدا، نه عمل به ما هو عمل.

سوره مبارکه فتح: سوره ی فتح است. کدام فتح؟ فتحی که برویم جایی را بگیریم؟ نه! فتحی که بتوانیم آدم ها را مومن کنیم. خیلی جالب است. سوره ی فتح، تعریف ما را از فتح درست می کند. اینکه آدم ها در اوج سختی ها، بالا و پایین ها همچنان ایمان دارند و ایمان خود را نگه می دارند، فتح است. مانند این گفته: ما خیالمان این است می خواهیم برویم کربلا را بگیریم، حال این که به تعداد شهدا کربلا را گرفته ایم. سوره ی بیعت با رسول خداست. آنها که در صحنه های پیچیده پای رسول می مانند و با رسول بیعت می کنند. این آدم ها « أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم» هستند. نتیجه اش چه می شود؟ چنان رشد می کنند و بالنده می شوند که همه انگشت به دهان می مانند که اینها چقدر قوی شده اند، که این به خاطر بیعت کردن شان است.

سوره مبارکه حجرات: سوره اخلاق قرآن است. اخلاق در زندگی اجتماعی با محوریت رسول خدا. از همه مهم تر رعایت ادب در مقابل رسول خدا. و سوره ی دینداری حقیقی است. یک عده می روند و می گویند: ما مومن شدیم. خدا می گوید: نه شما مومن نشده اید، مسلمانید؛ باید کار کنید تا مومن بشوید.

سوره مبارکه ق: از سوره های منحصر به فرد قرآن است. از سوره هایی است که موضوعش قرآن است. « ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ». سوره ی مجد است. مجد یعنی چه؟ یعنی چگونه کسی که در بالاست می آید و همنشین شما می شود؟ چگونه گدایی و شاهی مقابل نشینند. شاهی که آن بالاست و نخل باسقات است، می آید در کنار ما قرار می گیرد. به همین دلیل آدم ها قدرش را نمی دانند. از آن بالا آمده است، چون همنشینشان است قدرش را نمی دانند. فکر می کنند یکی مانند خودشان است، ولی این طور نیست. سوره ی عبد منیب های قرآن است. آدم های اهل انابه، افرادی که دائما به یاد خدا و مراقب هستند وسوسه، آنها را از مسیر دور نکند.

سوره مبارکه ذاریات: سوره رزق در قرآن است. « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ». همچنین سوره تفکر است. سوره نطق قرآن است. می گوید خدا آن چنان که شما نطق می کنید، رزقش را می دهد. خیلی بحث عجیبی است. ارتباط نطق در انسان، تفکر و رزق در عالم. از سوره های علمی است که اندیشمندان باید ساعت ها در این سوره و همچنین سوره های قبلی، بیاندیشند.

سوره مبارکه طور: سوره استفهام قرآن است. «اَم» منقطعه و استفهام در این سوره فوق العاده پرتکرار است. از نظر کارکرد شبیه سوره ی مبارکه ی انعام است. سوره ی احتجاج است. سوره ی جلوگیری از بهانه جویی است. آدم هایی که بهانه جویی می کنند و می خواهند نق بزنند، این سوره، راه هر نقی را بسته است. سوره ای است که اگر کسی در آن قرار بگیرد، حتما باید درست بشود.  آیات ابتدایی سوره با دعای نور مرتبط است. سوره ی خیلی شگفت انگیزی است.

بعضی اوقات باید آدم تمامی سوره ها را بشنود و ببیند چقدر باغ، بوستان، معرفت و چشمه در قرآن است و ما راحت از کنارش رد می شویم. تازه از هر سوره یک موضوع اصلی می گوییم. این سوره ها موضوعات اصلی و موضوعات فرعی دیگری نیز دارند.

سوره مبارکه نجم: مانند سوره ی اسرا سوره ی معراج است. مانند سوره ی اسرا پیامبر به معراج رفته است و میوه ی معراج آورده است. قربان پیامبر بروم که در عالم تک خوری نکرده است. واقعا معراج جای تک خوری داشت. پیامبر تک خوری نمی کند. به معراج رفته است و با میوه ای برگشته است که بقیه هم بتوانند این راه را بروند. سوره ای است که یکبار برای همیشه تکلیف ما را با پیامبر مشخص می کند. پیامبر عبدی است که در تمام لحظات زندگی بر اساس وحی عمل می کند. آنهایی که در مورد پیامبر شک و شبهه دارند، تجربه ی دینی و این صحبت ها، باید بنشینند و در این سوره یک بار مسئله شان را حل کنند. پیامبر از بالا در افقی که هیچ اختلالی در رؤیت وجود ندارد پایین می آید و ثمره اش برای ما سجده است. انگار که سجده ی نماز از سوره ی نجم آمده است. برای همین نیز آیه ی آخر سوره سجده ی واجب دارد.  انسان در بین همه ی اعمال، آنجایی نزدیک تر به عرش خداست که در حال سجده است. یک عالم مطلب در مورد بت پرستی و نسبت سعی انسان برای معراج « وَأَن لَيسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعى» نیز دارد، که بماند.

سوره مبارکه قمر: سوره ی حکمت بالغه و تیسیر در ذکر است. « وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ» حکمت را ساده و روان به دستتان داده ایم. سوره ی بهره مندی از حکمت است، از این جهت مانند سوره ی لقمان است؛ اما حکمت همراه با تیسیر. چگونه قرآن کریم ساده و روان حکمت در اختیار انسان ها قرار داده است. « فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِر» سوره ای است  برای کسی بخواهد به اوج ثبات برسد. مانند اینکه در آخر سجده ی زیارت عاشورا می گوییم: خدایا به من قدم صدق بده با حسین علیه السلام و یاران حسین. این سوره، سوره ی قدم صدق و در مقام صدق قرار گرفتن است. سوره بهره مندی از حکمت به واسطه ی قرآن.

سوره مبارکه الرحمن: سوره عروسی قرآن است. سوره ای است که در عروسی حضرت زهرا و آقا امیرالمومنین آن را می خواندند وشادی می کردند. سوره ی « فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» است. سوره ای که انسان را به واسطه ی آیات الهی به بلوغ می رساند. چگونه با استفاده از آیات بالغ شویم؟ از طفولیت، کودکی و سهل انگاری خارج شویم و مانند یک انسان بالغ، مدارج بلوغ را طی کنیم. جای آن در این سوره است. جایی است که می گوید انسان را اساسا برای قرآن خلق کرده ایم و نه قرآن را برای انسان. « عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ» چون می خواستیم قرآن درس بدهیم انسان را خلق کردیم. یعنی انسان فلسفه ی وجودی جز بهره مندی از قرآن ندارد. سوره ای است که تعلیم و تعلّم قرآن را برترین کارهای عالم می داند.

سوره مبارکه واقعه: سوره ی دسته بندی انسان های عالم به سه دسته است. این سه دسته خیلی جاهای دیگر قرآن آمده است؛ اما این سوره به طور ویژه آن را مطرح کرده است. یک دسته بهشتی ها، یک دسته و یک دسته میزان داریم. میزان یعنی آن هایی که بر اساس ایشان بهشتی ها و جهنمی ها تعیین می شوند. مقربون « أُولئِكَ اَلْمُقَرَّبُونَ» شاقول و میزان هستند. سوره ی طهارت قرآن نیز هست. « لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» شرط بهره مندی از این نورانیت، طهارت است. تعداد زیادی آیات توحیدی و معرفتی نیز دارد. سوره ای است که انتهای آن وقتی این افراد می خواهند وارد بهشت شوند، به پیامبر سلام می دهند. شبیه سلام آخر نماز است. وقتی با نماز به بهشت می روید، می بینید که در بهشت پیامبر است. پایان آن می شود سلام به پیامبر گرامی اسلام.

 

فهرست مطالب