نشست نود و پنجم – علمی از جنس نور

استاد هانی چیت چیان  – 20 دقیقه / پیاده سازی توسط خانم بیاتلو

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمت الله

خیلی جلسه پر بهجتی است؛ اینکه در این صحن و سرا توفیق شده که بتوانیم جلسه داشته باشیم. در یک مکانی که محل نزول رحمت است و در یک زمانی مثل جمعه که زمانش محل نزول رحمت است، موضوع هم سوره‏های قرآن باشد که آن هم خودش رحمت است. حالا اینکه در کدام رَحِم این همه رحمت دارد نازل می شود، کارگروه ریحانه شناسی قرار است بعد از قسمت اول گفت‏وگو توضیح بدهند.

چند تا نکته مقدماتی عرض کنم بعد وارد دستور جلسه مان بشویم که سوره مبارکه قاف هست. سوره ق خیلی سوره بی نظیر و البته سخت، خیلی جدی و مهمی است. با هم که بخوانیم، وجه اضطرار این سوره را که بالاخص این روزها خیلی بهش احتیاج داریم، احتمالا همه متوجه می شوند.

از آن جایی که الحمدلله به برکت وجود اهل بیت، خصوصا بانوان بزرگواری مثل حضرت فاطمه معصومه، حضرت صدیقه طاهره، حضرت خدیجه سلام الله علیهنّ اجمعین ما یک توفیقی داریم، و آن توفیق این است که در معرض فهم یکی از حقایق بسیار مهم عالم قرار گرفتیم؛ همین در معرض فهم بودن خیلی نکته مهمی است! این ایام و در سالهای اخیر، خیلی سعی شده در عرصه فرهنگی-رسانه‏ای روی موضوعات خواهری و مادری و این جنبه‏ها کار بشود؛ امسال هم که سعی کردند روی موضوع خواهر و برادری کار کنند. خدا را شکر ولی یک واقعیت خیلی مهمی است که حسب اینکه در این موقعیت شریف هستیم، لازم می‏دانم به آن اشاره کنم تا ان شاالله همین‏جا از وجود حضرت فاطمه معصومه بخواهیم که فهم این حقیقت و جریانش در زندگی‏مان را نصیب همه‏ ما بکنند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

فراگیری علم منحصر در دراست نیست

اینجا مضجع یک بانوی بزرگوار است که دور تا دورش کلی عالم دفن هستند و این صحنه اساسا صحنه‏ی منحصر به فردی است؛ یک بانوی بزرگواری که این همه عالم به دور خودش جمع کرده است. این از آن صحنه‏هایی است که نوعا در زندگی عادی نمی‏بینید، نه چون نیست؛ چون در عالم بنا به ظهور چنین چیزی نیست! بنا به ظهورش نیست، نه اینکه بنا به حضورش نباشد! اتفاقا فراوان حاضر است! بعضا هم در شنیده‏ها شنیدید که مثلا فهرست می‏کنند علمای بزرگواری که در اصفهان محضر خانم بانو امین می‏رفتند. شنیدیم ولی برای ما خیلی ظهور نداشته اینکه یک بانویی می‏تواند اینطوری در مرکز علم و معرفت قرار بگیرد. چیزی که می‏خواهم به شما بگویم خیلی نکته مهمی است؛ شاید نتوانم خوب بگویم ولی شما خوب بشنوید! از خدا می‏خواهم آن قسمت‏هایی که نمی‏توانم بگویم را یک کاری کند که شما بفهمید! بالاخره می شود دیگه؛ خداست!

ببینید ما یه تصور قالب گرفته‏ای از علم داریم، فارغ از این تعریفی که الان از علم هست که مدرک جای علم قرار گرفته و اصلا غلط است؛ ما ذهنمون نسبت به علم یک قالب‏هایی دارد مثلا یکی از قالب‏هایش دراست است. از نظر ما علم امری دراستی است. دراستی یعنی چی؟ یعنی همین که یک عده می نشینند، کاغذ و قلم دستشان می‏گیرند، یکی حرف میزند یا باهم حرف می زنند، یادداشت می کنند. نوعا تصور ما از علم با دراست است؛ غلط هم نیست. من اصلا شکل‏های غلط را کاری ندارم، شکل‏های غلط علم را کنار بذارید. در مورد شکل‏های صحیح علم حرف می‏زنم . دراست یکی از شیوه‏های علم است که درست هم هست؛ علم نوعا اینجوری است که می‏نویسی، یادداشت می‏کنی، بعد دسته‏بندی می‏کنی، جزوه را کامل می‏کنی، می‏بندی و می‏ری جزوه بعدی، حالا یا جزوه را می‏خوانی یا جزوه را می‏نویسی؛ با کتابت خیلی ارتباط عینی دارد. حرفم چیست؟ علم در این قالب‏ها منحصر نیست! اگرچه این قالب‏ها درست هستند؛ اتفاقا یک شانی از علم وجود دارد به شدت سیال که اصلا کتابتی نیست! می شود کتابتش کرد ولی جنس خودش دراستی نیست؛ می شود بعدا تدریسش کرد! کاری هم به علوم لدنّی ندارم! در نزد ما آدم‏ها هم‏چین علمی وجود دارد که این علم نور است واقعا، در درون انسان‏ها جا می‏گیرد، باطنی را روشن می‏کند، تاریکی را زائل می‏کند، قدرت تمایز و بیان به انسان می دهد، اما بر سبیل مثلا دراست و کلاس رفتنی نیست؛ از یک مسیر دیگری در وجود انسان جریان پیدا می کند، به سبیل استقرا و استدلال نیست! می شود به زبان استدلال بیانش کرد، اما خودش به استدلال تولید نمی شود.

از آنجایی که آدم‏ها نوعا حس‏گرایی دارند و این حس‏گرایی در آن ها غلبه دارد؛ لذا با اینکه این ساحت از علم همیشه درش باز بوده، ولی به شدت مورد غفلت قرار گرفته است. آدم‏ها بالاخره فکر می‏کنند برای درس، باید بنشینند، بخوانند، کاغذ قلم بگیرند و بنویسند، سر کلاس بروند، صوت استاد بشنوند؛ این ها درست است اما من می گویم علم منحصر در این‏ها نیست! علم یک ساحتی دارد از جنس نور که از مسیر غیر این هم در وجود انسان جاری می شود؛ (انسان) یک چیزی را می فهمد، تشخیص هم می دهد، حالا شما بدوووو برو استدلال بیاور! شما یک عالمه زحمت می‏کشی، با کلی مطالعه و استدلال می‏فهمی چرا درست می گوید؛ اما اگر به خود او می‏گفتی، تشخیص می‏داد و می‏فهمید!

علم امّی

این علم از نظر واژه‏ای از جنس شهود است؛ ولی چون شهود هم متاسفانه دست خوش فهم نادرست شده، ما فکر می‏کنیم مثلا شهود یعنی چشم برزخی داشتن که آدم‏ها را به صورت جک و جانور ببینی! چون تصورمان از واژه شهود این گونه است، آن کلمه را هم زدیم خراب کردیم. شهود این است که یک حقیقتی به طور واضح در یک درونی شکل گرفته و از مسیر استقرا، استدلال و دراست نیامده؛ البته مسیر دارد، مسیرش از نظر وجودی از مسیر فطرت است. به این قبیل علوم، علوم «امّی»؛ یعنی مادری هم می گویند. این علم از کجا آمده؟ از پرِ شال قنداقش آمده! لذا امّی به معنای درس نخوانده نیست! اگرچه در درس نخوانده‏ها دیده می‏شود؛ ولی نمی‏خواهد بگوید درس نخوانده، می‏خواهد بگوید علمش را از مادرش دارد! واژه ای ایجابی است و سلبی نیست! وقتی می گویند یک نفر امّی  است، یعنی علمش را از مادرش دارد؛ یعنی جز آنچه که از مادرش گرفته، از کس دیگری چیزی یاد نگرفته است. کلاس درسی نرفته و پیش استادی ننشسته است.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت… یک عالم چیز یاد گرفت! از کجا یاد گرفت؟ امیّ! از درونش می‏جوشد! این مدل از علم به طور ویژه در نظام عالم در وجود بانوان قرار داده شده است؛ به دلیل حافظاتٌ للغیب بودن ایشان، این شیوه ی از علم در آن ها قرار داده شده است. در عوض شیوه ی علم به دراست و کتابت در مرد قرار داده شده است. چرا این کار را کردند؟ چون مرد وظیفه اش قوامیت است و باید جریان سازی کند؛ علم شهودی باید به زبان استدلال و دراست بیاید تا به جریان سازی تبدیل بشود. این دو با هم دیگر زوجیت دارند؛ یعنی علمی از جنس نور جاری می شود و آن یکی به دراست، زبان استدلال، استقرا و منطق تبدیلش می کند و قابل انتقال به دیگران می شود. لذا دراست موجب جریان سازی علم می شود و خیلی مهم است، اما علم منحصر در این نیست!

نمی‏گویم هر کس هر چی در درونش احساس کند، لزوما درست است؛ ولی بدانید یک مسیری وجود دارد که بدون استدلال جمله اش درست است! فکر نکنید چون به استدلال نمی آید، حتما غلط است! مدل علم ما، بچین، درست کن، دسته‏بندی کن و استقرا کن است؛ این مدل را هم نفی اش نمی کنیم، یک مدل علم است. یک مدل علم هم اصلا استدلالی نیست! جوشیدنی است! می خواهم برایتان دری را باز کنم تا بدانید همچین علمی در عالم وجود دارد؛ خودتان را به خاطر گیر افتادن در استقرا و استدلال از این علم محروم نکنید.

برگردم به اول حرفم، یک بانوی بزرگواری می آید یک جایی، این همه عالم استدلالی، منطقی و استقرایی دورش جمع می شوند. علم این بانو از جنس علم جوشیدنی است، آن وقت این همه شاگرد استقرایی استدلالی  دارد. این چیزی که گفتم اینجا تبلور و ظهور دارد. قم یکی از جاهایی است که به من و شما یاد می دهد این جریان از علم در عالم وجود دارد. حواستان باشد مبادا خودتان را از این باب محروم کنید! درست است که به طور ویژه در وجود خانم‏ها این علم سهل تر و آن مدل استدلال و استقرا در آقایان سهل‏تر است؛ اما همان طور که خانم‏ها می‏توانند سر کلاس دراست بیایند، آقایان هم می‏توانند از آن علم بهره‏مند بشوند. هر کدام از این دو وجود (منظور خانم و آقا)، با توجه به شاکله‏شان به یکی از این علم‏ها نزدیک‏تر هستند وگرنه این علمِ جوشیدنی، از درون، لحظه به لحظه‏، تازه‏ و در لحظه نازل می شود. اصلا وقتی سوال را می پرسید، علمش تولید می شود.

این باب از علم وجود دارد و به طور ویژه در وجود خانم‏ها نزدیکتر هست، خیلی ظهور هم ندارد. چون علمش از این علم هایی نیست که به زبان استدلال و منطق بیاید، ظهور ندارد. فکر نکنید حضور ندارد، خودتان را ازش محروم نکنید! اتفاقا هر چقدر روی ویژگی‏های زنانه‏ی خانم‏ها مانند قانتات، صالحات و مومنات و سایر عباراتی که در قرآن ویژه خانم‏ها آمده در جامعه تاکید بشود، میزان بهره‏مندی جامعه از این نوع علم افزایش پیدا می‏کند.

اگر آدم دغدغه سیاست‏گذاری دارد، باید کاری کند که این جریان از علم در جامعه سطحش بالا برود. چطوری؟ این علم امی باید زیاد بشود. چطوری علم امی زیاد می شود؟ اول باید مرکزش که در بانوان است ارتقا پیدا کند، آن وقت سطح این علم امی در جامعه به شدت ارتقا پیدا می‏کند و از برگزاری بسیاری از کلاس‏های آموزشی ما بی نیاز می شویم! به جای اینکه یک عالمه کلاس آموزشی بگذاریم که یک عالمه چیز بگوییم، تعداد بسیار کمتری کلاس آموزشی می‏گزاریم؛ چون بعضی از این علوم به قاعده امّی بودن منتقل می شوند!

در سطح سیاست‏گذاری، این‏ها موضوعات جدی و مهمی هستند؛ باید روش فکر کرد. باب این موضوع باز است و قرآن تا دلتان بخواهد درباره این موضوع و این علم امّی صحبت کرده است؛ ما ولی متاسفانه چون در جو این علم تجربه‏گرا قرار گرفتیم که آن هم درست است، ولی این یکی را ازش غفلت کردیم! از این داشته‏ی بی نظیرمان غفلت کردیم، باید احیاء ش کنیم؛ اگر احیا نکنیم، خیلی از کارهای بزرگ را نمی‏توانیم انجام بدهیم!

خیلی از کارهای بزرگ، علم‏های خیلی قدرتمندی می خواهد که با دراست بخواهیم برسیم، اگر برسیم، 200-300 سال طول می کشد؛ اما به قاعده امّی، آن 300 سال به راحتی به 50 سال تبدیل می شود.

این مطلب را گفتم که از آن جایی که در جوار مضجع حضرت فاطمه معصومه هستیم و اینجا واقعا تبلور و ظهور دارد و شما تجلی اش را به طور واضح می‏بینید، همه‏مان از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بخواهیم که باب این علم نورانی، این تفکر امّی، این علم جوشیدنی و کشف کردنی و این شهود را به روی همه‏ ما، به روی جامعه‏مان و بالاخص به روی نسل‏های بعدی‏ما ان شاالله باز کنند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

فهرست مطالب